طريقه محاسبه معادله حركت يكنواخت :

 

اثبات :

 

داريم :

اگر فرض كنيم كه :

آنگاه :

در اين معادله :

 X = جابجايي نهايي 

 V = سرعت

 t = زمان 

X0 = جابجايي اوليه

  است.

توجه :درجه معادله فوق نسبت به زمان يك است.

سرعت متوسط :

تغييرات جابجايي متحرك نسبت به زمان طي شده را سرعت متوسط گويند.

 

مثال :

اتو مبيلي مسافت نشان داده شده در شكل زيركه برابر 40 كيلومتراست را در مدت 30 دقيقه طي مي كند.مطلوبست سرعت متو سط اين اتو مبيل .

 

حل :

اگرابتدا وانتهاي كل مسافتي را كه اتومبيل در مدت زمان داده شده طي مي كند را توسط برداري همانند شكل فوق به هم متصل نماييم ؛ ميزان جابجايي اتومبيل بدست مي آيد . ميزان اين جابجايي از نظر مقداري برابر است با طول بردار جابجايي(25Km) . لذا خواهيم داشت :

( در جهت نشان داده شده)

 

 

سرعت متوسط از X1 تا X2

سرعت متوسط در كل مسير v=(x1+x2)/(t1+t2)

اتومبيلي در هنگام رفت فاصله بين دو شهر را كه 60 كيلومتر است را در مدت 20 دقيقه طي مي كند .همين اتومبيل در هنگام برگشت اين مسير را در مدت 25 دقيقه بر مي گردد. مطلوبست :

الف ) سرعت متوسط در حالت رفت .

ب) سر عت متوسط در حالت برگشت

ج ) سرعت متوسط در حالت رفت و برگشت

حل :

كل x=60 Km

رفت t1=20 " =20/60=1/3 h

برگشت t2=25 " =25/60=5/12 h

حل الف)

 

حل ب)

حل ج)

چون متحرك به محل اول برگشته است
مسئله 2 :

متحركي 3/2 مسيري را با سرعت 10 متر بر ثانيه و بقيه را با سرعت 20 متر بر ثانيه طي مي كند.سرعت متوسط متحرك چند متر بر ثانيه و چند كيلومتر بر ساعت است ؟

 

 

ابتدا لا زم است زمان در هر قسمت از مسير محاسبه شود:

 

 

 

 

 

 

لذا خواهيم داشت :

 

 

 

 

فاصله اي است كه يك متحرك طي مي كند .

هما نگونه كه در شكل مقابل ملا حظه مي نماييد ، بالگرد ، ابتدا مسافت 20 متر ، سپس مسافت 50 متر و در انتها مسافت 40 متر را طي مي نمايد .حال داريم :

مسافت طي شده :

 20+50+40 =110 m

جابجايي بالگرد= طول بردار جابجايي   =78متر

نتيجه :

جابجايي «== مسافت طي شده

2008 Pontiac G8

2008 Pontiac G82008 Pontiac G82008 Pontiac G82008 Pontiac G82008 Pontiac G82008 Pontiac G8

Opel Flextreme

Opel Flextreme ConceptOpel Flextreme ConceptOpel Flextreme ConceptOpel Flextreme ConceptOpel Flextreme ConceptOpel Flextreme ConceptOpel Flextreme Concept - InteriorOpel Flextreme Concept - Interior

Sabino Design B3Sabino B3 Concept - 3/4 front viewSabino B3 Concept - side view

Audi Locus Concept

Audi Locus ConceptAudi Locus Concept - final renderingAudi Locus Concept - final renderingAudi Locus Concept - final rendering

Ferrari Dino ConceptFerrari Dino Concept by Ugur SahinFerrari Dino Concept by Ugur SahinFerrari Dino Concept - top front viewFerrari Dino Concept - Side viewFerrari Dino Concept - front viewFerrari Dino Concept - rear view

Suzuki Concept Kizashi

Suzuki Concept Kizashi

Mercedes Benz SLR McLaren

Mercedes Benz SLR McLaren

Opel Ecoflex Concept

Nissan Mixim Concept

Nissan Mixim ConceptNissan MiximNissan MiximNissan Mixim

Suzuki X-Head Concept

Suzuki X-Head ConceptSuzuki X-Head ConceptSuzuki X-Head ConceptSuzuki X-Head ConceptSuzuki X-Head Concept - InteriorSuzuki X-Head Concept - Interior

Subaru Exiga Concept

Subaru Exiga ConceptSubaru Exiga ConceptSubaru Exiga Concept - InteriorSubaru Exiga Concept - InteriorSubaru Exiga Concept - Interior

Nissan Pivo 2 Concept

Nissan Pivo 2 Concept - interiorNissan Pivo 2 Concept - InteriorNissan Pivo 2 ConceptNissan Pivo 2 ConceptNissan Pivo 2 Concept

Nissan Pivo 2 Concept

Nissan Pivo 2 Concept - interiorNissan Pivo 2 Concept - InteriorNissan Pivo 2 ConceptNissan Pivo 2 ConceptNissan Pivo 2 Concept

        Nissan NV200 Concept

Nissan Intima Concept

Nissan Intima ConceptNissan Intima ConceptNissan Intima Concept - InteriorNissan Intima Concept - InteriorNissan Intima Concept - InteriorNissan Intima Concept - Instrument gaugesNissan Intima ConceptNissan Intima Concept

Audi Metroproject quattroAudi Metroproject quattroAudi Metroproject quattro - InteriorAudi Metroproject quattro - InteriorAudi Metroproject quattroAudi Metroproject quattro

BMW Concept X6 ActiveHybrid

BMW Concept X6 ActiveHybridBMW Concept X6 ActiveHybridBMW Concept X6 ActiveHybridBMW Concept X6 ActiveHybridBMW Concept X6 ActiveHybrid - Engine compartmentBMW Concept X6 ActiveHybridBMW Concept X6 ActiveHybrid

Bentley Continental GT Speed

Bentley Continental GT Speed2003 Bentley Continental GTBentley Continental GT SpeedBentley Continental GT Speed

2008 Chevrolet Malibu

2008 Chevrolet Malibu2008 Chevrolet Malibu - Interior2008 Chevrolet Malibu - Interior2008 Chevrolet Malibu

Peugeot 308 RC Z

Peugeot 308 RC Z ConceptPeugeot 308 RC Z ConceptPeugeot 308 RC Z ConceptPeugeot 308 RC Z ConceptPeugeot 308 RC Z ConceptPeugeot 308 RC Z Concept

Lamborghini Embolado

Lamborghini Embolado SuperleggeraLamborghini EmboladoLamborghini EmboladoLamborghini Embolado

Mazda Taiki Concept preview

Mazda Taiki ConceptMazda Taiki ConceptMazda Taiki Concept preview

غسل

غسلهاى واجب هفت است: اول: غسل جنابت. دوم: غسل حيض. سوم: غسل نفاس. چهارم: غسل استحاضه. پنجم: غسل مس ميت. ششم: غسل ميت. هفتم: غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مى‏شود.

احكام جنابت


٣٤٥ به دو چيز انسان جنب مى‏شود: اول: جماع. دوم: بيرون آمدن منى، چه در خواب باشد يا بيدارى، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بى‏شهوت، با اختيار باشد يا بى‏اختيار.

٣٤٦ اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است‏ يا بول يا غير اينها چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن بدن سست ‏شده،آن رطوبت ‏حكم منى دارد، و اگر هيچ يك از اين سه نشانه يا بعضى از اينها را نداشته باشد، حكم منى ندارد. ولى در زن و مريض، لازم نيست آن آب با جستن بيرون آمده باشد، بلكه اگر با شهوت بيرون آمده باشد، در حكم منى است و لازم نيست بدن او سست ‏شود.

٣٤٧ اگر از مردى كه مريض نيست، آبى بيرون آيد كه يكى از سه نشانه‏اى را كه در مساله پيش گفته شد داشته باشد و نداند نشانه‏هاى ديگرى را داشته يا نه،چنانچه پيش از بيرون آمدن آن آب وضو نداشته، بايد وضو بگيرد.

٣٤٨ مستحب است انسان بعد از بيرون آمدن منى بول كند، و اگر بول نكند و بعداز غسل رطوبتى از او بيرون آيد، كه نداند منى است ‏يا رطوبت ديگر حكم منى دارد.

٣٤٩ اگر انسان جماع كند و به اندازه ختنه‏گاه يا بيشتر داخل شود، در زن باشد يا در مرد، در قبل باشد يا در دبر، بالغ باشند يا نابالغ اگر چه منى بيرون نيايد هر دو جنب مى‏شوند.

٣٥٠ اگر شك كند كه به مقدار ختنه‏گاه داخل شده يا نه، غسل بر او واجب نيست.

٣٥١ اگر نعوذ بالله حيوانى را وطى كند يعنى با او نزديكى نمايد و منى از او بيرون آيد غسل تنها، كافى است. و اگر منى بيرون نيايد، چنانچه پيش از وطى وضو داشته باز هم غسل تنها كافى است، و اگر وضو نداشته، احتياط واجب آن است كه غسل كند، وضو هم بگيرد.

٣٥٢ اگر منى از جاى خود حركت كند و بيرون نيايد يا انسان شك كند كه منى ازاو بيرون آمده يا نه غسل بر او واجب نيست.

٣٥٣ كسى كه نمى‏تواند غسل كند ولى تيمم برايش ممكن است، بعد از داخل شدن وقت نماز، بدون جهت با عيال خود نزديكى كند، اشكال دارد. ولى اگر براى لذت بردن يا ترس از براى خودش باشد اشكال ندارد.

٣٥٤ اگر در لباس خود منى ببيند و بداند كه از خود او است و براى آن غسل نكرده، بايد غسل كند و نمازهايى را كه يقين دارد بعد از بيرون آمدن منى خوانده قضا كند، ولى نمازهايى را كه احتمال مى‏دهد بعد از بيرون آمدن آن منى خوانده، لازم نيست قضا نمايد.

نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است

نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است

١٣٩٠ اگر پدر نماز و روزه خود را بجا نياورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترك نكرده و مى‏توانسته قضا كند بر پسر بزرگتر واجب است كه بعد از مرگش بجا آورد يا براى او اجير بگيرد بلكه اگر از روى نافرمانى هم ترك كرده باشد واجب است به همين طور عمل كند و نيز روزه‏اى را كه در سفر نگرفته اگرچه نمى‏توانسته قضا كند، واجب است كه پسر بزرگتر قضا نمايد يا براى او اجير بگيرد.

١٣٩١ اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه چيزى بر او واجب نيست.

١٣٩٢ اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و شك كند كه بجاآورده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

١٣٩٣ اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست ولى احتياط مستحب آن است كه نماز و روزه اورا بين خودشان قسمت كنند يا براى انجام آن قرعه بزنند.

١٣٩٤ اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند، بعداز آنكه اجير نماز و روزه او را به طور صحيح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.

١٣٩٥ اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند بايد به تكليف خود عمل كند مثلا قضاى نماز صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخواند.

١٣٩٦ كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد اگر نماز و روزه پدر هم براو واجب شود هر كدام را اول بجا آورد صحيح است.

١٣٩٧ اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ يا ديوانه باشد، وقتى كه بالغ شد يا عاقل گرديد بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد، و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.

١٣٩٨ اگر پسر بزرگتر پيش از آنكه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد بر پسر دوم چيزى واجب نيست.


احكام نماز قضاء

 

احكام نماز قضاء

١٣٧٠ كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را بجاآورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده يا به واسطه سستى، نماز نخوانده باشد ولى نمازهاى يوميه‏اى را كه زن در حال حيض يا نفاس نخوانده قضا ندارد.

١٣٧١ اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده بايد قضاى آن را بخواند.

١٣٧٢ كسى كه نماز قضا دارد بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فورا آن را بجا آورد.

١٣٧٣ كسى كه نماز قضا دارد مى‏تواند نماز مستحبى بخواند.

١٣٧٤ اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضايى دارد يا نمازهايى را كه خوانده صحيح نبوده، مستحب است احتياطا قضاى آن را بجا آورد.

١٣٧٥ قضاى نمازهاى يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود مثلا كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نيست اول نماز عصر و بعداز آن نماز ظهر را قضا نمايد.

١٣٧٦ اگر بخواهد قضاى چند نماز غير يوميه مانند نماز آيات را بخواند يا مثلا بخواهد قضاى يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند لازم نيست آنها را به ترتيب بجا آورد.

١٣٧٧ اگر كسى نداند كه نمازهايى كه از او قضا شده كدام يك جلوتر بوده لازم نيست به طورى بخواند كه ترتيب حاصل شود و هر يك را مى‏تواند مقدم بداند.

١٣٧٨ اگر كسى كه نمازهايى از او قضا شده، مى‏داند كدام يك جلوتر قضا شده، احتياط مستحب آن است كه به ترتيب قضا كند و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومى را بعد و همين طور.

١٣٧٩ اگر براى ميتى مى‏خواهند نماز قضا بدهند، و مى‏دانند آن ميت ترتيب قضا شدن را مى‏دانسته باز لازم نيست طورى قضا را بجا بياورند كه ترتيب حاصل شود.

١٣٨٠ اگر براى ميتى كه در مساله پيش گفته شد بخواهند چند نفر را اجير كنند كه نماز بخوانند لازم نيست براى آنها وقت مرتب معين كنند كه با هم شروع نكنند در عمل.

١٣٨١ اگر بدانند كه ميت ترتيب قضا شدن را نمى‏دانسته يا ندانند كه مى‏دانسته، لازم نيست به ترتيب براى او قضا بجا بياورند.

١٣٨٢ در مساله پيش اگر بخواهند چند نفر را براى به جا آوردن نماز ميت اجير كنند لازم نيست وقت معين كنند و مى‏توانند همه با هم شروع به قضا كنند.

١٣٨٣ كسى كه چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمى‏داند مثلا نمى‏داند چهار تا بوده يا پنج تا، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافى است و همچنين اگر شماره آنها را مى‏دانسته و فراموش كرده، اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت مى‏كند.

١٣٨٤ كسى كه نماز قضا از همين روز يا روزهاى پيش دارد مى‏تواند قبل از خواندن نمازى كه قضا شده، نماز ادايى را بخواند و لازم نيست نماز قضا را جلو بيندازد.

١٣٨٥ كسى كه مى‏داند يك نماز چهار ركعتى نخوانده و نمى‏داند نماز ظهر است‏يا عصر ست‏يا عشا، اگر يك نماز چهار ركعتى بخواند به نيت قضاى نمازى كه نخوانده كافى است.

١٣٨٦ اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و يك نماز يا بيشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نيست نمازهاى قضا را پيش از نماز ادا بخواند حتى اگرچه وقت داشته باشد و ترتيب بين نمازهاى قضا را هم بداند ولى احتياط استحبابى آن است كه نمازهاى قضا مخصوصا نماز قضاى همان روز را پيش از نماز ادا بخواند.

١٣٨٧ تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد ديگرى نمى‏تواند نمازهاى او را قضا نمايد.

١٣٨٨ نماز قضا را با جماعت مى‏شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.

١٣٨٩ مستحب است بچه مميز يعنى بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد به نماز خواندن و عبادتهاى ديگر عادت دهند بلكه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمايند.

Toyota i-Real Concept

Toyota i-Real ConceptToyota i-REAL Concept

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

متقابلاً اين مصيبت جانسوز و جانكاه را به همه‌ى شما برادران و خواهران عزيز كه از راههاى دور تشريف آورديد و رنج راه را بر خود هموار كرديد، صميمانه تسليت عرض مى‌كنم. بسيارى از شما با پاى پياده طى طريق كرديد و عاشقانه قدم زديد و مزار محبوب و معشوق ملت ايران و قبله‌ى دلهاى مشتاقان را در آغوش گرفتيد؛ خداوند از شما قبول كند.

اين مصيبت، مصيبت جهان اسلام است؛ بلكه مصيبتى است كه از آن، قلب همه‌ى ملتهاى مستضعف در رنج است. البته ملت ايران، صاحب‌عزا و داغدار اصلى است. مردم دنيا - چه مسلمانها و چه غيرمسلمانها - به ملت ايران تسليت مى‌گويند؛ حق هم همين است. اين ملتِ بزرگ بود كه اولين‌بار به نداى آن قائد آسمانى و راهرو راه انبيا پاسخ مثبت داد. ملت ايران بود كه پشت سر او حركت كرد و به اشاره‌ى او، جان و مال و عزيزان خود را در راه خدا قربانى كرد.

حقاً در طول تاريخ اسلام، ملت ايران وفادارترين و با صفاترين امتى است كه نسبت به امام و پيشواى خود، اين‌گونه وفادارى كرده است. بنابراين، جا دارد كه در اين مصيبت، ملت بزرگ ايران از همه‌ى ملتهاى ديگر و مسلمانان عالم، رنج بيشترى ببرد، و نيز جا دارد كه مسلمين و مستضعفان عالم، به اين ملت تسليت بگويند.

يك نكته‌ى اساسى وجود دارد كه اگرچه همه‌ى ملت ايران آن را به رأى‌العين ديده‌اند، اما شما مردم خوزستان و شهرهاى مجاور مرزها، اين نكته را واضحتر مشاهده كرده‌ايد. نكته اين است كه آن قدرت و نيرويى كه توانست دشمنان را از تعرض و تجاوز به ميهن اسلامى مانع شود، نيروى الهى بود. در اين واقعيت نبايد هيچ شكى كرد. البته نيروى الهى به وسيله‌ى انسانها و در اسباب تجلى و تحقق پيدا مى‌كند؛ اما بين انسانها و لشكرها فرق است. آن مجموعه‌يى كه مورد تأييد الهى است، طور ديگرى عمل و حركت مى‌كند و احساس ديگرى دارد.

در طول هشت سال جنگ، بارها مشاهده شد كه نيروى دشمن با نيروى ما نابرابر است. دشمن فقط عراق نبود؛ عراق به‌مثابه‌ى دروازه‌يى بود كه استكبار جهانى و شرق و غرب از آن به ما تهاجم مى‌كردند. همه فهميدند و دنيا هم فهميد كه سلاحهاى فرانسوى و روسى و انگليسى و غيره در كنار يكديگر عليه ما تهاجم مى‌كردند و از بسيارى كشورها مزدور مى‌آوردند و دلارهاى نفتى را به نفع دشمن ما به كار مى‌انداختند. بنابراين، يك كشور و دولت در مقابل ما نبود؛ بلكه استكبار و اذناب او عليه ما وارد نبرد شده بودند.

اين نيرو، با همه‌ى حجم عظيم ظاهريش، در مقابل عزم ملت ايران كه از لحاظ ابزار و تجهيزات با او قابل مقايسه نبود، كارايى نداشت و ديديم كه رزمندگان و بسيجيان و ارتش و سپاه و عشاير و روستاييان و شهريها و ديگر قشرهاى مختلف مردم ما، چگونه با حالتى عارفانه در ميدان جنگ حضور پيدا مى‌كردند و عاشقانه مى‌جنگيدند و ضربات خود را شبيه ضربات اميرالمؤمنين(عليه‌الصّلاةوالسّلام) در غزوات صدر اسلام، بردشمنان وارد مى‌كردند.

به همين خاطر، خداى متعال هم به اين حركات و ضربات ناشى از ايمان و انگيزه و اخلاص و عرفان بركت داد و بلاى عظيمى را از انقلاب و ملت ايران دفع كرد. اين مقوله‌يى است كه همه‌ى ملت ايران، مخصوصاً شما مردمى كه در نزديك مرزها بوديد و مسائل را ديديد و قضايا را لمس كرديد، آن را تجربه كرده‌ايد.

جمله‌يى در وصيت‌نامه‌ى امام عزيزمان هست كه هرگز نبايد آن را فراموش كنيم. ايشان فرمودند: آن عاملى كه انقلاب را به پيروزى رساند، همان عامل، انقلاب را تداوم خواهد داد. يعنى اتكال به خدا و ايمان مردم به اسلام و تصميم قاطع بر انجام وظيفه‌ى الهى و اسلامى و وحدت كلمه، رمز پيروزى و تداوم انقلاب است. اين، يك درس هميشگى براى همه‌ى ماست.

امروز شاهديم كه بر كشور ما، وحدت و صميميت و صفاى همگانى حاكم است. اين، حادثه‌يى بسيار عظيم و از بركات روح مطهر امام بزرگوار ماست. اخلاص آن مرد بزرگ الهى، بعد از رحلت او هم در فضاى اين جامعه اثر گذاشت و دلها را به هم انس داد و پيوندها را محكم كرد. اتحاد كلمه و همراهى شما مردم با هم و پيوند محكمى كه بين شما و مسؤولان ابراز شد، همه‌ى دنيا آن را ديدند و باعث يأس دشمنان گرديد.

با ورود امام به صحنه‌ى داخلى كشور در سال 57، انقلاب طراوت ديگرى يافت و برگ و بارى پيدا كرد و ثمربخش شد. لطف خدا بر امام بود كه در وجودش اين بركات را قرار داد. روح مطهر او در هنگام وفات و عروج ملكوتيش نيز مشمول بركات و لطف الهى شد و موجب گرديد تا انقلاب در ايام رحلت آن بزرگوار هم مثل روزهاى اول پيروزى، برگ و بار تازه‌تر پيدا كند و از هيمنه و هيبت برخوردار بشود و دشمنان را مأيوس كند.

ما امروز به بركت امام(ره) مى‌توانيم از موضع قدرت و قوّت با دنيا حرف بزنيم. هيچ‌كس در دنيا نبايد تصور كند كه جمهورى اسلامى اندكى در خود احساس ضعف مى‌كند. به فضل پروردگار، ما امور داخلى خودمان را با قوّت و اعتماد به نفسِ كامل پيش خواهيم برد و ارتباطات خارجى را تا آن‌جا كه با اصول ما منطبق باشد و براى اسلام و مسلمين و ملت ايران و انقلاب و جمهورى اسلامى مقرون به صلاح و صرفه باشد، با قوّت و قدرت و از موضع بالا گسترش خواهيم داد.

هيچ دولتى با داشتن سرمايه‌يى كه امروز جمهورى اسلامى در دست دارد، ممكن نيست احساس ضعف كند. دولتهايى كه دم از قوّت و قدرت مى‌زنند، غالباً - و بلكه عموماً - از سرمايه‌يى كه در اختيار جمهورى اسلامى است، محروم و تهيدستند. پول و سلاح، وسيله‌ى قوّت نيست. رژيم منفور پهلوى، هم پول و هم سلاح داشت و از پشتيبانى جهانى برخوردار بود؛ ولى ديديد كه چگونه در مدت كوتاهى بكلى منهدم شد و اثرى از آثار او در دنيا باقى نماند.

بسيارى از رژيمهايى كه با پول و سلاح و پشتيبانى جهانى، على‌الظاهر احساس قدرت مى‌كنند، قدرتشان كاذب است. قدرت حقيقى، با پشتيبانى و عنايت الهى به دست مى‌آيد، كه مظهر آن، حمايت و حضور عظيم مردم در صحنه است. امروز جمهورى اسلامى از اين قدرت برخوردار است.

اگر بخواهيم كشور را آباد كنيم و كشاورزى را كه زمينه‌ى مستعدى در كشور ما دارد، رايج و داير كنيم و صنعت مستقل و متكى به استعداد و علم و تجربه‌ى متخصصان داخلى را به وجود آوريم و راه بيندازيم و علم و تحقيق را در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتى كشور توسعه بدهيم و ان‌شاءاللَّه رفاه عمومى را در سطح كشور تا اعماق روستاها پيش ببريم و معنويت و اخلاق و احكام قرآنى و اسلامى را به طور كامل در تمام شؤون اين كشور پياده و محقق كنيم - كه به فضل پروردگار همه‌ى اين كارها بايد صورت گيرد - وسيله و ابزار براى انجام همه‌ى اين خواسته‌ها شما مردم هستيد، و حضور و ايمان شما اين راه را هموار خواهد كرد.

هركس امروز سعى كند در مردم اختلاف ايجاد كند، يا آنها را از صحنه دور سازد، درحقيقت به همه‌ى هدفهايى كه اشاره شد، ضربه زده است. عوامل تبليغاتىِ جهانى كه با شايعه‌پراكنى و دروغ و فريب سعى مى‌كنند ملت ما را دلسرد كنند، دشمنى حقيقى آنها با همان هدفهايى است كه گفته شد؛ چون مى‌دانند اگر ملت دلگرم و اميدوار و در صحنه بود، آن كارها انجام خواهد شد.

بعضى از خناسان و وسوسه‌گران داخلى - كه بحمداللَّه با قدرت و ايمان مردم، نفس آنها قطع، و صداشان ضعيف، و حناشان بى‌رنگ شده است - باز هم در گوشه و كنار به فعاليت خود مشغولند. اگر مى‌بينيد كه آنها در اصول مقدس اين ملت، مثل «ولايت فقيه» كه اساسيترين اصل نظام جمهورى اسلامى است و در ده سال گذشته به بركت آن توانستيم اين پيشرفتها را به دست آوريم، خدشه و مناقشه مى‌كنند و دست به شايعه‌پراكنى مى‌زنند و تلاشهاى مذبوحانه انجام مى‌دهند، به خاطر اين است كه نمى‌خواهند هدفهاى بزرگ ملت ايران، به دست جمهورى اسلامى و به وسيله‌ى مؤمنين باللَّه محقق شود.

اين جمله را كه امام بزرگوارمان بارها و بارها روى آن تاكيد مى‌كردند، به ياد داشته باشيد كه: رمز همه‌ى پيروزيها، وحدت كلمه و حضور در صحنه است. اگر وحدت كلمه و حضور مردم در صحنه نباشد، ملت ايران نخواهد توانست گامى به جلو بگذارد؛ ولى اگر همه‌ى مردم اين رمز را شناختند و حفظ كردند، البته خداوند به آنها كمك خواهد كرد. اين وعده‌ى الهى است كه: «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»(79)، «من‌كان للَّه‌كان‌اللَّه له»(80). اينها وعده‌ى حق و صدق و قطعى الهى است.

بحمداللَّه خدا با ملت ايران است و وجود بزرگوار آن رهبر عالى‌قدر و انسان والا و بى‌نظير، واقعاً بزرگترين نعمتها براى ما بوده است. امروز هم كلمات و نصايح او كه براى ما باقى مانده، بزرگترين نعمت براى ماست؛ چون كلمات خدا و انبياست و بايد قدرشان را بدانيم و ان‌شاءاللَّه به آنها عمل كنيم.

مجدداً از همه‌ى شما برادران و خواهران صميمانه تشكر مى‌كنم؛ مخصوصاً از آقايان علماى محترم و ائمه‌ى جمعه و روحانيون عالى‌قدر و خانواده‌هاى معظم شهدا و رزمندگان عزيز كه از خوزستان و ساير شهرها به اين‌جا تشريف آورده‌اند. خداوند به همه‌ى شما اجر بدهد و ان‌شاءاللَّه توفيقات خودش را بر شما مستدام بدارد و همواره لطف خود را بر شما نازل كند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

79) عنكبوت: 69

80) بحارالانوار، ج 85، ص 319

ترس از اتحاد مسلمانان

سخنرانى در ديدار با اعضاى جامعه‌ى انجمنهاى اسلامى اصناف و بازار و مجامع امور صنفى سراسر كشور
13/04/1370
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

به برادران عزيز اصناف و كسبه و بازاريان، همين‌طور به برادران صنوف توليدى و بقيه‌ى كسانى كه به نحوى در كار دادوستد در بازار و جامعه‌ى اسلامى مشغول خدمتند و اين‌جا تشريف دارند، خوش‌آمد مى‌گويم و اميدوارم كه خداى متعال در انجام وظايف و بارهاى سنگينى كه بر دوش ماست، لطف و هدايت خود را شامل حال همه‌ى شما و ما بفرمايد.

يك نكته در باب كسبه در نظام و كشور اسلامى اين است كه از دوره‌هاى گذشته تا امروز، كسبه و اصناف و تجار و كسانى كه در كار دادوستد بوده‌اند، اهل عمل به دين و عقيده‌ى دينى و اعتقاد به علماى دين و حضور در كنار آنها بوده‌اند. كسى نمى‌تواند اين نكته را انكار كند. از دوران قديم تا دوران حاضر، كسبه در كشور ما، جزو قشرهاى متدين بوده‌اند و هستند. همين تدين و انس با علما موجب شده است كه در هر ميدانى كه علماى دين حضور داشته‌اند - در مبارزات، در موضعگيريهاى گوناگون سياسى و يا دينى - حضور اصناف و كسبه و اهل بازار و دادوستد در آن‌جا قطعى باشد. وقتى كه علماى اعلام مى‌خواستند در دوران مبارزات - چه مبارزات نهضت اخير، يعنى سالهاى دهه‌ى چهل و پنجاه، و چه قبل از آن - يك حضور مردمىِ قاطع را نشان بدهند، دستور مى‌دادند كه بازارها تعطيل بشود، و بازاريان و كسبه تعطيل مى‌كردند؛ يعنى پشت سر علما مى‌ايستادند، و اين تأثير زيادى هم داشت. رژيمهاى جبار هم اين را فهميده بودند؛ لذا به انواع طرق درصدد بودند كه اين لشكر مردمى را، يا با فشار و ارعاب و تهديد، يا با بستن مالياتهاى سنگين استثنايى در دوران ستمشاهى، و يا با تبليغات، از روحانيون جدا كنند؛ غالباً هم اثرى نمى‌كرد.

از اول انقلاب نيز كسبه و اصناف شهرى ما، در ميدانهاى انقلاب - راهپيماييها و جبهه‌ها و كمكهاى مالى - حضور خوبى داشتند. پس، ما اين قشر را يك قشر اسلامى و انقلابى مى‌شماريم. معناى انقلابى هم همين است كه در مواضع انقلاب حضور داشته باشند؛ يعنى هرجا كه انقلاب از آنها متوقع است، باشند. اين، در بسيارى از دوره‌هاى گذشته و در بخش مهمى از دوران بعد از پيروزى انقلاب، نسبت به جمع كثيرى از اصناف كشور وجود داشته است. اين نكته را نبايد كسى مورد مناقشه قرار بدهد.

بعضى عادت كرده بودند، يا عادت كرده‌اند كه نسبت به اصناف و كسبه و بازرگانان، به‌طور مطلق زبان به بدگويى باز كنند؛ اين غلط است. بله، بنا بر تفكرات بيگانه‌ى از اسلام - تفكرات ماركسيستى و غيره - اصلاً وجود اصناف و كسبه و بازرگانان، يك وجود زيادى است. آنها اصل اين قشر را قبول ندارند، كارى به كار دين و مذهب و اعتقادشان ندارند و خوب و بدشان را هم تفكيك نمى‌كنند. بعضى از تفكرات الحادى رايج در آن زمانهاى مبارزات، اين قشر را اصلاً قبول نداشت. كسى نبايد تحت تأثير آن حرفها و آن شعارها قرار بگيرد. تا آن‌جا كه ما فهميده‌ايم و ديده‌ايم و لمس كرده‌ايم، در ايران اسلامى، اصناف در خدمت اسلام و انقلاب و مطيع امام بزرگوار بوده‌اند و در همه‌ى ميدانهاى انقلاب نيز حضور داشته‌اند.

نكته‌ى ديگر اين است كه خود اصناف بايد اين موقعيت اسلامى و انقلابى را حفظ كنند و نبايد بگذارند كه در درون اصناف و واحدهاى صنفى، وضعى پيش بيايد كه اولاً آنها را از موضع انقلابى جدا كند؛ ثانياً زبانهايى را كه شايد خيرخواه هم نباشند، به روى آنها باز نمايد. اصناف بايد در خدمت قوانين اسلامى و مطيع قوانين باشند.

من به شما برادران عزيزى كه اعضاى انجمنهاى اسلامى اصناف هستيد و ما به اين انجمنهاى اسلامى اعتقاد داريم و مسؤولان شما چهره‌هايى انقلابى و سابقه‌دار و مورد اعتماد امام و مورد اعتماد ما بوده‌اند و هستند، مى‌خواهم اين مطلب را عرض كنم كه در سالهاى جنگ و كلاً در سالهاى بعد از انقلاب، بعضى از اصناف و كسبه و تجار بسيار بد عمل كردند. كارى كردند كه اگر كسى قصد داشت نسبت به كسبه و بازارى، زبان به بدگويى باز بكند، به‌طور وفور و فراوان، بهانه و نمونه در اختيارش بود.

بعضى سوء استفاده‌ها كردند، قوانين را زير پا گذاشتند و به ثروتهاى كلان دست پيدا كردند. در حالى كه مردم - قشرهاى حقوق‌بگير، كارگران و كارمندان و نظاميان - به خاطر مشكلات اقتصادى ناشى از جنگ و محاصره‌ى اقتصادى، فشارهايى را تحمل مى‌كردند، آنان در تحمل فشار، خودشان را با اين مردم سهيم نكردند؛ بلكه جمعى از آنها حتّى اين فشار را زياد كردند! اين، مناسب چهره‌ى اسلامى و انقلابى اصناف مسلمان جمهورى اسلامى نيست.

سياستهاى نظام جمهورى اسلامى و دولت خدمتگزار اين نيست كه از راه كنترلهاى بسيار شديد، مشكلاتى را براى عامه‌ى اصناف به وجود بياورد؛ ولى اين نبايد موجب آن بشود كه كسانى سوء استفاده كنند. من به شما عرض كنم - و شما هم يقيناً مى‌دانيد، من هم بى‌خبر نيستم - كه بسيارى سوء استفاده كردند.

من يك‌وقت به جمعى از انجمنهاى اسلامى بازار تهران كه چند سال قبل از اين در دوران رياست جمهورى پيش من آمده بودند، گفتم كه شما بايد نگذاريد كسانى سوءاستفاده كنند؛ شما بايد چهره‌ى سوءاستفاده‌كن را افشا كنيد؛ شما بايد شگردهاى مخصوصى را كه براى فرار از ماليات، فرار از قانون و ارتكاب تخلف و تقلب به‌كار مى‌بندند، براى مأموران دولت و مسؤولان كشور افشا كنيد. اين كار هنوز هم بايد بشود.

البته اوضاع كشور از لحاظ اقتصادى، غالباً بر يك روال نيست. مسائل اقتصادى كشور به عوامل گوناگونى بسته است كه بسيارى از آن عوامل، خارج از مرزهاست. وضع تورم جهانى، وضع عرضه‌هاى گوناگون جهانى، وضع پول در دنيا و بسيارى از اين‌گونه مسائل، روى اقتصاد يك كشور اثر مى‌گذارد. اقتصاد كشور مستقلى مثل ما كه مى‌خواهد مستقل زندگى بكند، غالباً با بعضى از نوسانها همراه است. نبايد اجازه بدهيد كه از اين نوسانها و از اين كم و زيادها، كسانى به نفع جيب شخصى خودشان استفاده كنند، و تا رقم مالياتى بر صنفى بسته شد، بلافاصله آن ماليات خودش را در زندگى مصرف‌كننده‌يى كه به آن صنف مراجعه دارد، نشان بدهد. اين درست نيست و بر عدل اسلامى منطبق نمى‌باشد. شما بايد اينها را مراقب باشيد. انجمنهاى اسلامى بايد هوشيارانه عمل بكنند.

من به شما عرض كنم كه ماليات يك امر الزامى و شرعى است و در جامعه‌ى اسلامى، دولت در صورتى كه لازم بداند، برطبق قانون بايد از درآمدها ماليات بگيرد. كسانى هستند كه با داشتن درآمدهاى كلان، از زير اين وظيفه‌ى قانونىِ شرعىِ الزامى - كه به نفع كشور و براى طبقات كم‌درآمد و در خدمت مصالح اسلامى است - استنكاف مى‌كنند. بايد راهى پيدا كنيد و نگذاريد كه اين‌طور بشود.

اصناف مؤمن، بازرگانان متدين، چهره‌هاى انقلابى، سابقه‌داران، جوانان، كسانى كه جبهه‌ها را ديديد، براى جبهه‌ها پشتيبانى كرديد، آن كاروانهاى كذايى را راه انداختيد، چه‌قدر زحمت را تحمل كرديد، كسانى كه در رژيم گذشته آن مبارزات را كردند، آن ايستادگيها را در بازار نشان دادند، كسانى كه در همه‌ى حضورهاى سياسى دوران انقلاب خودشان را نشان دادند و دشمن را مأيوس كردند، بايستى در اساسيترين ميدانها - يعنى ميدان اقتصادى - در خدمت اهداف دولتى و اسلامى و نظام انقلابى - و نه‌فقط براى سود شخصى - يك حضور فعال داشته باشند و داشته باشيم.

اين درست نيست كه كسى خيال كند كه بله، من كاسبم، تاجرم و براى سود كار مى‌كنم؛ نه، ما انسانهاى مؤمن و متدينانى را مى‌شناسيم كه به خاطر انقلاب، دكان و كسب و كار و خريد و فروش و سود و استفاده را بوسيدند و كنار گذاشتند و به ميدان انقلاب آمدند و زندگى خودشان را شب و روز براى انقلاب مصرف كردند. البته ما از همه اين‌طور توقعى را نداريم؛ اما از همه توقع انصاف را داريم.

من اين وظيفه‌ى نظارت عمومى بر كار اصناف و جلوگيرى از تخطيهاى گوناگونى را كه بعضى از سوءاستفاده‌چيها در اصناف مى‌كنند، بر عهده‌ى انجمنهاى اسلامى، مخصوصاً رؤساى انجمنها و معتمدان محترم بازار مى‌دانم. آنان مورد اعتماد امام بودند و مورد اعتماد ما نيز هستند. ما آنان را از سالهاى پيش شناخته‌ايم. آنان بايستى به دولت كمك كنند و مانع سوءاستفاده‌ى كسانى بشوند كه به خيال خودشان تا ديدند بازار آشفته‌يى است، فوراً درصدد باشند كه سوءاستفاده كنند و جيب خودشان را پُر نمايند. مگر مسأله‌ى زندگى اسلامى اين است؟ مگر فقط جيب خود پُركردن مطرح است؟ اين، نكته‌ى دوم است كه من خواستم شما برادران عزيز انجمنهاى اسلامى اصناف و متدينان بازار و برادران صنوف توليدى - كسانى كه در كارهاى خير هستيد - به آن توجه داشته باشيد. اين، يك وظيفه است.

نكته‌ى بعدى اين است كه نگذاريد در جامعه‌ى صنفى و در مجموعه‌ى اصناف كشور، به بهانه‌هاى مختلف ايجاد شقاق و اختلاف بشود. اصناف هميشه يك مجموعه‌ى يكپارچه بوده‌اند؛ براى خدا باز هم باشيد. امروز آن چيزى كه دشمن را مى‌ترساند، اتحاد ملت ايران است. اين خونخواران جهانى، بيشتر از همه چيز از اتحاد شما مردم مى‌ترسند. اگر نمى‌توانند با يك ملت روبه‌رو بشوند، بر اثر اين نيست كه نمى‌خواهند روبه‌رو بشوند؛ نه، از وحدت و شجاعت و ايمان آن ملت مى‌ترسند؛ والّا استعمار جهانى و استكبار نشان داده‌اند كه از جنايت باكى ندارند.

چند سال قبل از اين، مثل همين روزها بود كه يك ناو امريكايى در خليج فارس، هواپيماى مسافربرى ايران را با قريب سيصد مسافر هدف قرار داد و آن را ساقط كرد و سوزاند و غرق نمود و همه‌ى آنان را از بين برد. بعد هم كه اعتراض و جنجال شد و دنيا به حقانيت ملت ايران در اين حادثه واقف گرديد، عذرى خواستند و گفتند كه ببخشيد، اشتباه كرديم! عجب! اشتباه كرديد؟! برخلاف عرف موجود بين همين قدرتمندان امروز جهانى - كه خيلى هم به انسانيت و مبانى اخلاق اعتنايى ندارند - هواپيماى مسافربرى را كه محترم است و كسى اجازه ندارد به هواپيماى مسافربرى تعرضى بكند، با قريب سيصد مسافر ساقط مى‌كنيد و بعد مى‌گوييد كه اشتباه كرديم! غلط كرديد اشتباه كرديد! اشتباه كرديم يعنى چه؟! اگر فرمانده‌ى آن ناو اشتباه كرده بود، پس چرا او را به محاكمه نكشيديد؟! چرا به او مدال داديد؟! چرا با انواع و اقسام گفته‌ها، به دشمنيهاى خودتان با ملت ايران ادامه داديد؟! چه اشتباهى؟! شماها در پيدا كردن هدفهاى شوم، هيچ‌وقت اشتباه نمى‌كنيد؛ در رسيدن به كار زشت بر ضد ملتهاى مستقل، هيچ‌وقت اشتباه نمى‌كنيد؛ درست مى‌رويد و همان نقطه‌يى كه زشت‌ترين و بدترين است، پيدا مى‌كنيد. امروز استكبار جهانى اين است، امروز امريكا اين است، اينها از جنايت باكى ندارند.

اگر در جايى اقدام نمى‌كنند، چون براى خودشان مقرون به صرفه نمى‌بينند و از چيزهايى ملاحظه مى‌كنند. از عمده‌ترين چيزهايى كه ملاحظه مى‌كنند، يكپارچگى ملت است؛ اين يكپارچگى را مثل گوهر گرانمايه‌يى حفظ كنيد. بحمداللَّه امروز ملت ما مثل همه‌ى دوره‌هاى بعد از انقلاب، ملت يكپارچه‌يى است؛ همه پشت سر مسؤولان نظام و در خدمت اهداف انقلاب هستند.

بعضيها تلاش مى‌كنند كه بين مردم اختلاف بيندازند؛ بعضيها هم تلاش مى‌كنند كه مردم را نسبت به مسؤولان و نظام بدبين كنند. اينها بدانند كه اين كار خيانت است و من ادامه‌ى اين‌گونه كارها را تحمل نخواهم كرد. مهلتى براى تنبه داده مى‌شود، شايد به خود بيايند؛ والّا آن دستى كه امروز درصدد باشد كه از هر وسيله‌يى و از هر نوع تبليغات دروغ و كارهاى خلافى استفاده كند، براى اين‌كه بين مردم اختلاف بيندازد، يا بين مردم و مسؤولان كشور - اين خدمتگزارانى كه جان و وجودشان در خدمت نظام اسلامى است - و اين رئيس جمهور مغتنمى كه ما امروز داريم، جدايى بيندازد، مجرم و خيانتكار است. اين، كار كوچكى نيست.

شما هم همين‌طور بين خودتان، اصناف را به اختلافات و باندبازى و گروه‌بازى و سياسيكارى نكشانيد. همه بايد در خدمت سياستهاى جمهورى اسلامى باشند. همه‌ى اصناف بايد اهل سياست باشند؛ اما نگذاريد كه اين دودستگيهاى ناشى از دسته‌بندى سياسى، در بين اصناف راه پيدا كند. يك جامعه‌ى متحد و متفق و يكپارچه و در خدمت هدفهاى اسلامى و نظام اسلامى باشيد؛ بخصوص شما انجمنهاى اسلامى، نسبت به آن چيزى كه در نكته‌ى دوم عرض كردم، مراقب و مواظب باشيد. اين، يك تكليف و وظيفه است.

مسؤولان محترم شما، چهره‌هاى موجهى هستند. من برخى از اين آقايان را سالهاى متمادى است كه در ميدانهاى جنگ و در زندانها و در زير شكنجه و فشارها شناخته‌ام و همه‌ى ما آنها را تجربه كرده‌ايم. آنها مورد توجه و قبول امام بودند. اين چهره‌هاى موجه، بايستى مردم را راهنمايى كنند. اعضاى انجمنهاى اسلامى، در زمينه‌ى كار اصناف، اين نظارت را براى خودشان در هرجاى كشور قايل باشند. براى جلوگيرى از تخلفات درون اصناف، شما بايد در خدمت نظام باشيد.

خداوند ان‌شاءاللَّه به همه‌ى شما و ما توفيق بدهد و هدايتمان كند، تا بتوانيم راه خدا را درست بشناسيم و آن را بپيماييم. خداوند وجود مقدس ولىّ‌عصر(ارواحنا لتراب‌مقدمه‌الفداء) را از ما راضى بفرمايد و ما را مشمول دعوات آن بزرگوار قرار بدهد و روح مقدس امام را از ما شاد كند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

سخنرانى در ديدار با ميهمانان كنفرانس وحدت اسلامى، روحانيون و مسؤولان و ائمه‌ى جمعه و برادران اهل تسنن و تشيع استانهاى كردستان و كرمانشاه و جمعى از اقشار مختلف مردم قزوين، مباركه، سرخه و خواف
24/07/1368

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

متقابلاً ميلاد مبارك نبىّ اكرم و رسول اعظم، حضرت محمّدبن عبداللَّه(صلّى‌اللَّه عليه واله و سلّم) و همچنين ولادت با سعادت سبط بزرگوار ايشان و مروّج و مبلّغ مكتب آن بزرگوار - امام جعفر صادق(عليه‌الصّلاةوالسّلام) - را به همه‌ى شما برادران و خواهران، مخصوصاً ميهمانان گرامى، تبريك عرض مى‌كنم.

وجود نبىّ مكرّم اسلام(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم)، بزرگترين مايه‌ى وحدت در همه‌ى ادوار اسلامى بوده است و امروز هم مى‌تواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدسِ بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مركز و محور عواطف و عقايد همه‌ى مسلمانهاست و همين محوريت، يكى از موجبات انس دلهاى مسلمين و نزديكى فِرَق اسلامى با يكديگر به حساب مى‌آيد.

ابعاد شخصيت نبىّ اكرم را هيچ انسانى قادر نيست به نحو كامل بيان كند و تصوير نزديك به واقعى از شخصيت آن بزرگوار ارايه نمايد. آنچه ما از برگزيده‌ى پروردگار عالم و سرور پيامبرانِ سراسر تاريخ شناخته و دانسته‌ايم، سايه و شبحى از وجود معنوى و باطنى و حقيقى آن بزرگوار است؛ اما همين مقدار معرفت هم براى مسلمانان كافى است تا اولاً، حركت آنها را به سمت كمال تضمين كند و قله‌ى انسانيت و اوج تكامل بشرى را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانياً، آنها را به وحدت اسلامى و تجمع حول آن محور تشويق كند. بنابراين، توصيه‌ى ما به همه‌ى مسلمانان عالم اين است كه روى ابعاد شخصيت پيامبر و زندگى و سيره و اخلاق آن حضرت و تعاليمى كه از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، كار زيادى بشود.

بعد از دوران قرون وسطى كه در دنياى مغرب زمين و مسيحيت، تهاجم تبليغاتى وسيعى نسبت به شخصيت رسول اكرم(ص) انجام گرفت و دشمنانِ سوگندخورده‌ى اسلام فهميدند كه يكى از راههاى مبارزه با اسلام اين است كه چهره‌ى نبىّ مكرّم اسلام(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم) را مخدوش بكنند و كارهاى زيادى هم در اين زمينه انجام گرفت، تا امروز كه دشمن به نحو مستمر و با شيوه‌هاى مختلف، روى امحاى شخصيت پيامبر از ذهنهاى آزادگان عالم كار كرده است، مردم بسيارى در دنيا هستند كه اگر پيامبر اسلام را به همان اندازه‌يى كه مسلمانها مى‌شناسند يا حتّى كمتر از آن بشناسند - يعنى حقيقتاً فقط شبحى از آن چهره‌ى منوّر بر دلهاى آنان آشكار بشود - عقيده و گرايش آنها نسبت به اسلام و معنويت اسلامى تضمين خواهد شد. ما بايد روى اين مسأله كار كنيم.

بزرگترين تبليغ براى اسلام، شايد همين باشد كه ما چهره‌ى پيامبر اسلام را براى بينندگان و جويندگان عالم روشن كنيم و بسيار بجاست قبل از آن‌كه دشمنان و مخالفان، با روشهاى و شيوه‌هاى فرهنگى و هنرى پيچيده‌ى خود، چهره‌ى آن بزرگوار را در اذهان مردمِ بى‌خبرِ عالم مخدوش كنند، مسلمانانِ هنرمند و مطلع و وارد به شيوه‌هاى گوناگون در عالم، با بيان و تبليغ و تبيين راجع به آن شخصيت معظّم و مكرّم، كار علمى و فرهنگى و هنرى و تبليغى بكنند. اينها كارهاى لازمى است.

شما در همين اواخر ملاحظه كرديد كه وقتى استكبار جهانى به بركت انقلاب اسلامى، با رشد معنوى اسلام مواجه شد و در جبهه‌ى نظامى و سياسى نتوانستند انقلاب و جمهورى اسلامى را - كه امروز مظهر و نمودار اسلام عملى است - بكوبند و شكست بدهند و خواستند به تهاجم فرهنگى دست بزنند، مزدور خودشان را وادار كردند تا به شخصيت رسول اكرم و نبىّ معظّم اهانت بكند و شيطان صفتى، به دستور شياطين زر و زور عالم، آن كتاب شيطانى را بنويسد كه البته با پاسخ و عكس‌العمل قاطع مسلمين عالم و در مقدّم آنان، امام بزرگوار و رهبر عظيم‌الشّأن و فقيد ما مواجه شدند كه به هدر بودن خون آن شيطان صفت و اعدام او حكم كردند.

پس، يك مطلب اين است كه بايد روى معرفى شخصيت رسول اكرم كار كنيم، و نه فقط شخصيت آن بزرگوار به معناى زندگى آن حضرت، بلكه ابعاد گوناگون وجود آن بزرگوار مثل: اخلاقيات و روش حكومت و مردمدارى و عبادت و سياست و جهاد و تعليمات خاص را مورد توجه قرار دهيم. نه فقط هم كتاب بنويسيم، بلكه بايد كار هنرى و تبليغى را با شيوه‌هاى جديد و با استفاده از تكنيكهاى موجود شروع كنيم و نه فقط در جمهورى اسلامى، بلكه در همه‌ى انحاى جهان اسلام، آن را انجام دهيم.

و اما راجع به مسأله‌ى وحدت مسلمين و هفته‌ى وحدت بايد بگويم كه اگر وحدت و نزديكى فِرَق اسلامى چيزى است كه در خدمت اسلام مى‌باشد و اگر قبول داريم كه اتحاد مسلمين به حال مسلمين مفيد است و در جهت عظمت اسلام مى‌باشد، يقيناً بايد معتقد باشيم كه از سوى دشمنان اسلام، سخت‌ترين تلاشها و پيچيده‌ترين توطئه‌ها، عليه اين وحدت و اتحاد در جريان است. اين دو از هم غيرقابل انفكاك است. امروز، هر چيزى كه براى اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر مى‌باشد. امروز، هر چيزى كه بيشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بيشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. اين، يك معادله‌ى قطعى است.

شما ببينيد كه امروز فشار دشمنان اسلام، روى كدام نقطه از دنياى اسلام بيشتر است؟ همان قدرتها و دشمنانى كه به بعضى از سلاطين و رؤساى كشورهاى مسلمان، دست دوستى و صميميت داده‌اند و با همه‌ى وجود از آنها دفاع مى‌كنند و پول و سلاح و تجهيزات و تبليغات را در خدمت آنها قرار داده‌اند، امروز با تمام وجود خود، عليه جمهورى اسلامى و نظام و ايران اسلامى، در حال تلاش و كوششند. چرا؟ چون فهميده‌اند كه در جمهورى اسلامى و نظام ما، عظمت اسلام تضمين و تعقيب خواهد شد.

هر كارى كه امروز در خدمت اسلام است، مورد نقمت دشمنان اسلام مى‌باشد. وحدت ميان مسلمين، يكى از مصاديق اين قاعده‌ى كلى است. اگر حقيقتاً لازم است كه مسلمين عالم با يكديگر اتحاد پيدا بكنند و اگر اين اتحاد به حال اسلام و مسلمين مفيد است - كه ظاهراً در نظر عقلا و مصلحان عالم اسلام، جاى شكى در اين حرف نيست - پس بايد مطمئن بود كه امروز توطئه‌ى دشمن عليه اين وحدت، از هميشه بيشتر است.

من، به همه‌ى برادران مسلمانى كه در سراسر عالم هستند، توجه و تذكر مى‌دهم كه تبليغات استكبار جهانى عليه جمهورى اسلامى را كه از طريق خبرگزاريها و مطبوعات و راديوها و اظهارات رسمى سياسيون منتشر مى‌شود، با اين منطق و قاعده‌ى كلى بسنجند و معنا كنند كه تمام دستگاههاى تبليغاتى استكبار و در رأس آنها امريكا، امروز بسيج شده‌اند تا جمهورى اسلامى و ايران و ملت اسلام را برخلاف آنچه كه هست، در چشم مردم عالم معرفى كنند و نشان بدهند. اين، مسأله‌ى بسيار مهمى است.

امروز، پولهاى دستگاه استكبار و ايادى آنها، در دنيا و بيشتر از همه در دنياى اسلام، براى ايجاد تفرقه بين مسلمين خرج مى‌شود تا اگر بتوانند - كه نخواهند توانست - بين ايران اسلامى و مسلمانان عالم، اختلاف ايجاد كنند و فاصله بيندازند. جنگِ دشمن‌ساخته‌ى شيعه و سنى، به بركت انقلاب اسلامى بحمداللَّه رو به خمود و خاموشى رفت و برادران شيعه و سنى در ميدانهاى مختلف در كنار هم قرار گرفتند و به يكديگر كمك كردند و برادروار با هم حركت كردند - كه حق هم همين بود - ولى امروز تبليغات جهانى سعى مى‌كند باز هم اين شعله را مشتعلتر و اين آتش را برافروخته‌تر كند و اين اختلاف را كه رو به از بين رفتن است، دوباره زنده نمايد. چرا؟ چون مى‌دانند كه امروز وحدت اسلامى - يعنى تجمع مسلمين - حول محور ايران اسلامى است. مى‌دانند كه دلهاى مسلمين، امروز به امّ‌القراى اسلام - يعنى ايران اسلامى - متوجه است. مى‌دانند كه امروز در دنياى اسلام و در سراسر عالم، آن جايى كه قرآن رسماً و عملاً حاكميت دارد، ايران اسلامى است.

ايران، مثل بسيارى از كشورهاى مسلمان نام نيست كه على‌الظّاهر يك كشور اسلامى باشد و سران و رهبران آن دم از اسلام بزنند، اما عمل خود آن سران، بيشتر از همه‌ى آحاد مردم يا اكثر آنها، از اسلام دور و بيگانه باشد. در اين‌جا، كسانى كه در رأس امور هستند، شرط قبول و تحمل مسؤوليت براى آنها، ايمان و تقواست. اين‌جا، مثل بعضى از ديگر كشورهاى اسلامى نيست كه مسؤولان و رهبران، فسق و فجور كنند و محرّمات كبيره را - كه قرآن ناطق به حرمت آنهاست - عملاً انجام بدهند و شرب خمر و تجاوز و تعدى از حدود الهى بكنند و نوكرى دشمنان خدا و دشمنى با بندگان صالح او بكنند و بر مؤمنين و متقين و علما فشار وارد آورند و درعين‌حال، نام خودشان را مسلمان بگذارند.

تنها نقطه‌يى در عالم اسلام كه مسؤولان كشور و اداره‌كنندگان و مديران، بايد از نظر مردم به تقوا و ايمان و تعبد شناخته شده باشند، ايران اسلامى است. اين را مردم دنيا مى‌بينند و حس مى‌كنند كه بقيه‌ى كشورها، ادعاى اسلام مى‌كنند و زمامدارانشان فسّاق و فجّارى در رأس امور قرار مى‌دهند و مردم مسلمان هم مشاهده و تحمل مى‌كنند و چاره‌يى هم ندارند.

شما بعضى از كشورهاى اسلامىِ مدعىِ اسلاميت و ترويج اسلام را ببينيد؛ بعضيها آن قدر پُررو و وقيح هستند كه خودشان را بانى و صاحب و مروّج اسلام هم به حساب مى‌آورند و معرفى مى‌كنند درعين‌حال كه كپسول فساد و انحطاط و منشأ محرّمات و گناهان كبيره هستند!! اين را مردم دنيا مى‌بينند. مسلمانانى كه بصيرند، اينها را مى‌فهمند و مى‌دانند كه در اين صورت، اگر پرچم وحدت اسلامى بلند شد، دلهاى مسلمانان به طور قهرى به آن‌جايى متوجه خواهد شد كه حقيقتاً اسلام حاكم است و ملاكها و معيارها از اسلام گرفته شده و ملاك حاكميت و مديريت و مسؤوليت، مسلمان بودن است و اين آيه‌ى شريفه كه: «الّذين ان مكّنّاهم فى‌الارض اقاموا الصّلوة و اتوا الزّكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر»(138) صادق است. مردم دنيا، اين را مى‌بينند و دلهاشان متوجه ايران اسلامى خواهد شد.

لذا امروز، تمام تشكيلات تبليغاتى وابسته به استعمار و استكبار و ايادى آنها در همين منطقه‌ى اسلامى، دست به دست هم داده‌اند تا با تبليغات مضر، وحدتى را كه مورد نظر اسلام است و نظام اسلامى كمربسته‌ى آن مى‌باشد، بشكنند. علماى اسلام بايد مواظب باشند. مراقب اين مذاهب اختراعى و جعلى - كه نقض وحدت است - باشيد. مواظب اين دلارهاى نفتى كه براى ايجاد تفرقه به‌كار مى‌رود، باشيد. مواظب اين دستهاى پليد و مزدور كه سعى مى‌كنند «عروةالوثقى»ى وحدت بين مسلمين را بگسلند و پاره كنند، باشيد. با اينها برخورد كنيد. اين، لازمه‌ى علاقه به وحدت و پيمودن راه وحدت اسلامى است. بدون اين، ممكن نيست.

ما در مسأله‌ى وحدت، جدى هستيم. ما اتحاد مسلمين را هم معنا كرده‌ايم. اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فِرَق گوناگون از عقايد خاص كلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلكه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است كه هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اين‌كه فِرَق گوناگون اسلامى (فِرَق سنى و فِرَق شيعه) - كه هر كدام فِرَق مختلف كلامى و فقهى دارند - حقيقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همكارى و همفكرى كنند. دوم اين‌كه فِرَق گوناگون مسلمين سعى كنند خودشان را به يكديگر نزديك كنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را با هم مقايسه و منطبق كنند. بسيارى از فتاواى فقها و علما هست كه اگر مورد بحث فقهىِ عالمانه قرار بگيرد، ممكن است با مختصر تغييرى، فتاواى دو مذهب به هم نزديك شود.

لذا ما جداً علاقه‌مند هستيم كه «دارالتّقريب بين‌المذاهب الاسلاميّه» را ايجاد كنيم. ما مايليم اين كار انجام بگيرد. البته، در گذشته اين كار شروع شده و تلاشهاى مخلصانه‌يى هم داشته؛ اما اكنون مدت مديدى است كه ما حركت حقيقى‌يى مشاهده نمى‌كنيم. احساس مى‌كنيم كه اين كار بايد انجام بگيريد و مردم مخلص و مؤمن و شخصيتهاى عالمى از همه‌ى دنياى اسلام همكارى كنند. ما آماده هستيم و مايليم كه ميزبان اين مجموعه باشيم و زحمات و خدمتهاى اين كار را بر عهده بگيريم.

علماى اسلامى بايد كوشش كنند. فقها و متكلمين و فلاسفه‌ى اسلامى بنشينند آراء را با يكديگر تطبيق كنند و آنها را در مجموعه‌هايى جمع نمايند تا نظرات فِرَق مختلف اسلامى در مجموعه‌ى واحد و با نگاه مساعد به يكديگر، در اختيار همه‌ى مسلمين قرار بگيرد. اين، از جمله كارهاى بسيار لازم و ضرورى است و اميدواريم كه همتِ صاحب همتان، اين كار را به انجام برساند.

مجدداً اين ميلاد مبارك را به همه‌ى شما برادران و خواهران تبريك عرض مى‌كنم و اميدوارم كه خداى متعال تفضل و كمك كند تا همه‌ى ما بتوانيم اين راه مهم و اين اهداف بلند را تعقيب كنيم و بپيماييم و به تأييد الهى - ان‌شاءاللَّه - بر دشمنان اسلام پيروز شويم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

138) حج: 41
 

 
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم محمّد و على اله الأطيبين‏ الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّة اللَّه فى الأرضين.

ربّنا عليك توكّلنا و اليك انبنا و اليك المصير.

عيد امسال دو تبريك دارد؛ هم تبريك عيد نوروز است، هم تبريك ورود ماه ربيع‏المولود است؛ كه ولادت نير اعظم و نبى مكرم، حضرت محمدبن‏عبداللَّه (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) در آن وارد است. خود عيد نوروز هم جزو اعياد بابركت براى ما ايرانى‏هاست.

مردم سال را با ياد خدا شروع مى‏كنند و از خداوند متعال تحول به احسن‏الحال را مسئلت مى‏كنند. امسال علاوه‏ى بر اينها، ذخيره‏ى معنوى توسلات و توجهات ماه محرم و صفر هم بر بركات اين عيد افزوده است. شما جمع حاضر در اين صحن هم كه مشرّف به زيارت بارگاه حضرت على‏بن‏موسى‏الرضا (عليه‏السّلام) هستيد، بركات بيشترى داريد. براى من هم فرصتى است تا برخى از مسائلى را كه در آغاز سال براى ما ان‏شاءاللَّه مفيد خواهد بود، مطرح كنم.

اول سال فرصت خوبى است براى تقويت عزم ملى، براى بركت بخشيدن به عمر خود در اين سال. اگر همه‏ى آحاد ما مردم ايران از اول سال عزم خود را بر اين متمركز كنيم كه با تلاش خود، با حركت خود، سال پُربارى براى خود فراهم كنيم، خداى متعال هم يقيناً كمك خواهد كرد. البته جانمايه‏ى اين عزم ملى و بزرگ، نيت پاك و تصميم بر جلب رضاى الهى است؛ تصميم بر پيمودن صراط مستقيم؛ و آنگاه شناختن موقعيت خود و وضع خود، جايگاه خود در شرايط كنونى عالم و چالشهايى كه پيش روى ملت قرار دارد، و شناختن خطوط اساسى براى مواجهه‏ى با چالشها. اين، شرط موفقيت يك ملت زنده است؛ وضع خود را، جايگاه خود را، شرائط خود را درست بشناسد و براى اين شرائط برنامه‏ريزى داشته باشد و عزم و تصميم قاطع بر مواجهه‏ى با آنچه كه در اين راه براى انسان به طور طبيعى پيش بيايد. من از اين فرصت استفاده مى‏كنم؛ در اين ساعتى كه در خدمت شما هستم، در اين باره‏ها قدرى صحبت مى‏كنم.

آنچه كه اساس مطلب براى ما ايرانى‏هاست - كه هميشه بايد اين را در مد نظر داشته باشيم - اين است كه ملت ما و مجموعه‏ى ما مردم ايران هدف بزرگى براى خودمان ترسيم كرديم و در طول دهه‏هاى پس از انقلاب، اين هدف را دنبال كرديم. هرچه نگاه مى‏كنيم، احساس مى‏كنيم كه ما براى رسيدن به اين دو هدف، توانايى‏هاى لازم را داريم. اين هدف بزرگ عبارت است از سربلندى ايران اسلامى، الگوشدن در ميان ملتهاى مسلمان، هم از لحاظ مادى و هم از لحاظ معنوى. معناى اين حرف اين است كه ملت ما، هم از لحاظ مادى و هم از جنبه‏هاى معنوى ارتقاء پيدا كند؛ استقلال ملى داشته باشد؛ عزت ملى داشته باشد؛ توان و ظرفيت ملى داشته باشد؛ بتواند از همه‏ى ظرفيتهاى خود استفاده كند؛ از رفاه عمومى برخوردار باشد و عدالت عمومى و اجتماعى بر زندگى او حاكم باشد. اين ملت در آن صورت مى‏شود الگو براى همه‏ى جوامع مسلمان و حتّى غير مسلمان. ملت ايران مى‏خواهد ملتى باشد آزاد، مرفه، باايمان، و كشورى داشته باشد آباد و پيشرفته؛ اين هدف ملت ايران است.

در اين هدف، اختلافى هم وجود ندارد؛ دعواهاى جناحى و اختلافات سياسى در اينجا همه برطرف مى‏شود؛ اين هدفِ مورد قبول همه‏ى آحاد ملت ايران است. كشورى آباد داشته باشيم، ملتى آزاد و سربلند داشته باشيم، از ظرفيتهاى ملىِ خودمان بخوبى استفاده كنيم، بتوانيم پيشرو باشيم، پرچم عدالت اجتماعى را در دست داشته باشيم، پرچم ايمان اسلامى را در پيشاپيش همه‏ى ملتهاى مسلمان به دوش بگيريم؛ اين چيزى است كه همه‏ى ملت ايران طالب و عاشق آن هستند. و مى‏توانيم به اين هدف دست پيدا كنيم؛ هم شناخت ظرفيتهاى ملى به ما اين اميد را مى‏دهد، هم تجربه‏ها اين را تأييد مى‏كند.

ملت ايران يك ملت بااستعداد است، بااستقامت است، برخوردار از غيرت دينى و غيرت ملى است، به اسلام عميقاً ايمان دارد، به ميهن خود عشق مى‏ورزد؛ اينها چيزهايى است كه به ما اين اميدوارى و اين اعتماد را مى‏بخشد كه ملت ما قادر است به اين هدف دست پيدا كند و برسد؛ دور از دسترس نيست. تجربه هم همين را به ما نشان مى‏دهد.

ببينيد؛ ما بر اثر سلطه‏ى حكومتهاى فاسد و وابسته، در طول سالهاى متمادى از ميدان رقابتهاى جهانى بيرون مانده بوديم. ملت ايران كه يك روز پيشاهنگ دانش و فرهنگ بود، بر اثر سلطه‏ى پادشاهان جبار و قدرتهاى منقطع از مردم وضعش به جايى رسيد كه از حدود دويست سال قبل به اين طرف كه مسابقه‏ى علمى و سياسى در دنيا آغاز شد، بيرون از ميدان مسابقه قرار گرفت. وقتى ملتى در مسابقه‏ى ملتها وارد نيست، به طور طبيعى توانايى‏هاى او تحليل مى‏رود و موفقيتهاى او ناچيز مى‏شود. شما يك تيم ورزشى را در نظر بگيريد، كه قدرت دارد، نشاط دارد، ميل به كار دارد، او را نمى‏گذارند وارد ميدان رقابتهاى ورزشى بشود؛ به طور طبيعى توانايى‏هاى او كم مى‏شود و تحليل مى‏رود. با ملت ما اين كار را كردند.

درعين‏حال كه سالهاى متمادى قدرتهاى وابسته، قدرتهاى فاسد، قدرتهاى بى‏كفايت و پادشاهان ظالم چنين وضعى را براى ملت ما به وجود آوردند، بمجرد اينكه به وسيله‏ى انقلاب اسلامى دروازه‏ى ورود به اين جاده براى ملت ما باز شد و ملت ما وارد ميدان رقابتهاى جهانى و مسابقات جهانى شد، پيشرفتهاى بزرگى به دست آورد. ملت ما، هم در زمينه‏هاى علمى، هم در زمينه‏هاى سياسى، امروز در جهان يك ملتِ داراى نشان و شناخته شده است؛ يك چهره است در ميان ملتها. در زمينه‏هاى علمى، ما به نسبت اين زمان پيشرفته هستيم. البته عقب‏ماندگى‏هاى دويست ساله را در ظرف بيست سال و سى سال نمى‏شود جبران كرد؛ اما در اين بيست و چند سال، ما با سرعت بسيار بيشترى نسبت به همين مدت زمانى جلو رفته‏ايم. امروز شما نگاه كنيد؛ جوانان ما در زمينه‏ى انرژى هسته‏اى، در زمينه‏ى سلولهاى بنيادى، در زمينه‏ى ضايعات نخاعى و در ده‏ها زمينه‏ى ديگر - كه اگر ملت ما از آنها بروشنى آگاه بشوند، شادمان خواهند شد - پيشرفت داشته‏اند. برجستگان علمى كشور ما امروز توانسته‏اند در دنيا بدرخشند و تحسين جهانيان را جلب كنند.

در ميدان رقابتهاى سياسى هم همين‏طور. امروز دولت جمهورى اسلامى ايران در زمينه‏هاى سياسى - چه در سطح منطقه، چه در سطح بين‏المللى - سخن او جزو سخنهاى پُرطرفدار است؛ سخن او يك سخن شنيدنى است. مسئولين كشور ما، هم در مجامع جهانى، هم در مسافرتهايى كه به كشورهاى ديگر مى‏كنند، هم در موضعگيرى‏هايى كه مى‏كنند، برجسته و شاخصند. اين چنين وضعى براى ملت ما نشان‏دهنده‏ى استعداد اين ملت در پيشروى و در ورود به اين ميدانهاست.

ملت ما توانسته است در فرهنگ سياست بين‏المللى مفاهيم جديدى را وارد كند. دنيا مردم‏سالارى دينى را نمى‏شناخت؛ امروز مردم‏سالارى دينى يك عنوان و شعار مطلوب در ميان همه‏ى ملتهاى اسلامى است. دنيا تعريف نظام سلطه را نمى‏شناخت؛ اين را ملت ما تعريف كرد و در فرهنگ سياست بين‏المللى وارد شد. مسئله‏ى دين‏محورى سياست، قانون، مديريت كشور؛ اينها همه مفاهيم جديدى است كه ملت ما توانسته است اينها را وارد كند. پس ما در مسابقات جهانى - مسابقه‏ى علمى، مسابقه‏ى سياسى، مسابقه‏ى صنعتى، مسابقه‏ى اقتصادى و مسابقه‏ى فرهنگى - مى‏توانيم وارد شويم و در كوتاه‏مدت اميد به موفقيت داشته باشيم، و در بلندمدت اميد به سرآمد شدن داشته باشيم. اين، وضع ملت ماست.

و اما اين راهى كه ملت ايران مى‏خواهد برود، يك راه اسفالته‏ى بى‏مانع نيست؛ ما در اين راه چالش هم داريم. ما دو دشمن بزرگ داريم. من اين دو دشمن را امروز به اختصار براى شما معرفى و چهره‏نمايى كنم تا ببينيم من و شما در مقابل اين دو دشمن چه بايد بكنيم. يك ملت بايد دشمن را بشناسد، نقشه‏ى دشمن را بداند و خود را در مقابل آن مجهز كند. ما دو دشمن داريم: يك دشمن، دشمن درونى است؛ يك دشمن، دشمن بيرونى است. دشمن درونى خطرناك‏تر است. دشمن درونى چيست؟ دشمن درونى خصلتهاى بدى است كه ممكن است ما در خودمان داشته باشيم. تنبلى، نشاط كار نداشتن، نااميدى، خودخواهى‏هاى افراطى، بدبين بودن به ديگران، بدبين بودن به آينده، نداشتن اعتماد به خود - نه به شخص خود و نه به ملت خود - اينها بيمارى است. اگر اين دشمنهاى درونى در ما وجود داشته باشد، كار ما مشكل مى‏شود. هميشه دشمنان بيرونى ملت ايران سعى كرده‏اند اين ميكروبها را در درون جامعه‏ى ايرانى رسوخ دهند: «شما نمى‏توانيد»، «شما قادر نيستيد»، «آينده‏تان تاريك است»، «افقتان تيره است»، «بيچاره شديد»، «پدرتان درآمد». سعى اين بوده است كه ملت ما را نااميد، كسل، بى‏اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند؛ اينها دشمنان درونى است. در طول سالهاى قبل از بروز حركت اسلامى در كشور ما، بلاى عمده‏ى ملت ما اينها بود. اگر ملتى اين بيمارى‏ها را داشته باشد، اين ملت پيشرفتش ممكن نيست؛ اگر ملتى مردمش تنبل باشند، نااميد باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همديگر پيوند نداشته باشند، به همديگر بدبين باشند، از آينده نااميد باشند، چنين ملتى پيش نخواهد رفت؛ اينها مثل موريانه‏اى كه در درون پايه‏ى بنا بيفتد، بنا را ويران مى‏كند؛ مثل كرمى است كه داخل ميوه قرار بگيرد، ميوه را فاسد مى‏كند. بايد با اين صفات مبارزه كرد. ملت ما بايد اميدوار، داراى اعتماد به نفس، خوشبين به آينده، علاقه‏مند به پيشرفت، و معتقد و مؤمن به معنوياتى باشد كه او را در اين راه كمك مى‏كند. بحمداللَّه امروز ملت ما چنين اعتماد به نفس و چنين اميدى دارد؛ بايد اينها را تكميل كرد. اگر ما بتوانيم اين دشمنها را در درون خود، در جان خود، در فرهنگ عمومى جامعه‏ى خود از كار بيندازيم، دشمن بيرونى هم نمى‏تواند به ما صدمه و لطمه‏اى برساند.

و اما دشمن بيرونى. دشمن بيرونىِ اين هدف ما عبارت است از نظام سلطه‏ى بين‏المللى؛ يعنى همان چيزى كه به او مى‏گوييم استكبار جهانى. استكبار جهانى و نظام سلطه، دنيا را به سلطه‏گران و سلطه‏پذيران تقسيم مى‏كند. اگر ملتى بخواهد در مقابل سلطه‏گران از منافع خود دفاع كند، سلطه‏گران با آن ملت دشمنى مى‏كنند؛ روى او فشار مى‏آورند و سعى مى‏كنند مقاومت او را در هم بشكنند. اين، دشمنِ يك ملتى است كه مى‏خواهد مستقل و عزتمند و آبرومند و پيشرفته بشود و زير بار سلطه‏گران نرود؛ اين دشمنِ بيرونى است. امروز مظهر اين دشمنى عبارت است از شبكه‏ى صهيونيسم جهانى و دولت كنونى ايالات متحده‏ى امريكا. البته اين دشمنى مال امروز نيست؛ روشها تغيير مى‏كند، اما سياست دشمنى با ملت ايران از اول انقلاب تا امروز بوده است. هرچه توانسته‏اند، فشار وارد آورده‏اند، اما عبث؛ فشارهاى آنها نتوانسته است ملت ايران را ضعيف كند يا به عقب‏نشينى وادار كند؛ نه تحريم اقتصادى‏شان، نه تهديد نظامى‏شان، نه فشار سياسى‏شان، نه جنگ روانى‏شان. امروز ما از پانزده سال قبل، از بيست سال قبل، از بيست و هفت سال قبل بسيار قوى‏تر هستيم؛ اين نشان‏دهنده‏ى اين است كه دشمن در دشمنى با ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى ناكام مانده است؛ اما اين دشمنى هست.

امروز در دنيا تناقضى وجود دارد. ملت ايران از نظر ملتهاى مسلمان و ملتهاى منطقه - ملتهاى آسيا، ملتهاى آفريقا، ملتهاى امريكاى لاتين، ملتهاى منطقه‏ى خاورميانه - يك ملت شجاع، مدافع حق و عدالت، و ايستاده‏ى در مقابل زورگويى‏هاست؛ ملت ايران را اين‏طور شناخته‏اند. آنها ملت ايران را تحسين و ستايش مى‏كنند. اما همين ملت ايران و همين نظام جمهورى اسلامى كه اينقدر مورد ستايش ملتهاست، از نظر قدرتهاى زورگو، متهم به نقض حقوق بشر است، متهم به سلب امنيت جهانى است، متهم به حمايت از تروريسم است! اين تناقض است؛ تناقض بين نگاه ملتها و خواسته‏ى قدرتها. اين تناقض، تهديدكننده‏ى نظام سلطه‏ى جهانى است. روزبه‏روز اينها دارند از ملتها دور مى‏شوند؛ اين يك رخنه‏ى فرسايشى را در بناى ليبرال دموكراسى غرب به وجود آورده است و روزبه‏روز اين رخنه بيشتر خواهد شد. بالاخره تبليغات استكبار تا مدتى مى‏تواند حقايق را پنهان كند؛ هميشه كه نمى‏توانند حقايق را پنهان كنند؛ ملتها روزبه‏روز بيدارتر مى‏شوند. شما نگاه كنيد؛ رئيس جمهور ملت ايران به كشورهاى آسيا، به كشورهاى آفريقا، به كشورهاى امريكاى جنوبى مسافرت مى‏كند، ملتها براى او شعار مى‏دهند، به نفع او تظاهرات مى‏كنند، اظهار حمايت مى‏كنند؛ رئيس جمهور امريكا هم به كشورهاى امريكاى جنوبى - يعنى حياط خلوت امريكا - مسافرت مى‏كند، ملتها پرچم امريكا را به مناسبت آمدن او آتش مى‏زنند؛ اين معنايش تزلزل پايه‏هاى ليبرال دموكراسى‏اى است كه امروز غرب و جلوتر از همه امريكا، مدعى پرچمدارى آن هستند. تناقض در خواست آنها و تمايلات مردم و مشاهدات مردم روزبه‏روز بيشتر مى‏شود. دم از دموكراسى مى‏زنند، دم از حقوق بشر مى‏زنند، دم از امنيت جهانى مى‏زنند، دم از مبارزه‏ى با تروريسم مى‏زنند، اما باطن شرير آنها حكايت از جنگ‏طلبى آنها مى‏كند؛ حكايت از پايمال كردن حقوق ملتها مى‏كند؛ حكايت از ميل وافر و اشتهاى سيرى‏ناپذير آنها بر منابع انرژى جهانى مى‏كند؛ اين را ملتها مى‏بينند. روزبه‏روز آبروى ليبرال دموكراسى و آبروى امريكا - كه پيشقراول ليبرال دموكراسى است - در دنيا در نظر ملتها دارد كم و كمتر مى‏شود. در مقابل، آبروى ايران اسلامى دارد بيشتر مى‏شود. ملتها مى‏فهمند كه امريكايى‏ها در ادعاى دفاع از حقوق بشر دروغ مى‏گويند؛ يك نمونه‏ى آن، رفتار آنها با كشور خود ماست. ايران در زمان طاغوت - زمان رژيم پهلوى - يكسره در مشت امريكايى‏ها بود؛ امريكايى‏ها بر سراسر ايران مسلط بودند؛ پايگاه نظامى در ايران به وجود مى‏آوردند، براى تسلط بر تحرك كشورهاى عرب منطقه؛ مى‏خواستند اينها را از پايگاه ايران زير نظر داشته باشند. ايران همپيمان اسرائيل بود؛ بدترين ديكتاتورى‏ها بر اين كشور حاكم بود؛ مبارزان را در زندان شكنجه مى‏كردند؛ در سرتاسر كشور - در همين شهر مشهد، در تهران و در همه‏ى شهرهاى كشور - اختناق و شدت عمل مأموران جلاد رژيم طاغوت بر مردم مسلط بود؛ نفت ما را تاراج مى‏كردند؛ اموال عمومى و ثروتهاى ملى را به نفع حكام و به نفع بيگانگان به تاراج مى‏دادند؛ ملت ايران را از حضور در مسابقه‏ى علمى و صنعتى دنيا مانع مى‏شدند؛ ملت را تحقير مى‏كردند. آن ايران، متحد درجه‏ى يك امريكا در اين منطقه بود؛ زمامدارانش هم محبوب امريكا بودند؛ هيچ اعتراضى هم به نقض حقوق بشر و نقض دموكراسى بر آن حكومت طاغوتى وارد نبود. امروز ايران يك كشور آزاد است؛ با اين مردم‏سالارى واضح - كه مردم‏سالارى ما در دنيا بسيار كم‏نظير است - با اين ارتباط مستحكم بين مردم و مسئولان كشور؛ اين ايران از نظر امريكايى‏ها، از نظر دولت امريكا و سياستمداران امريكا يك كشور نامطلوب به حساب مى‏آيد؛ اين نشان‏دهنده‏ى جهتگيرى استكبار جهانى در مقابل حقايق موجود عالم است. البته امريكايى‏ها از اين دشمنى سودى نبرده‏اند و باز هم نخواهند برد. ملت ايران روزبه‏روز قوى‏تر مى‏شود و ارزشهاى انقلاب روزبه‏روز برجسته‏تر و تازه‏تر مى‏شود.

ما در مقابل اين دو دشمن وظائفى داريم. اول دشمن را بايد شناخت، بعد بايد نقشه‏ى او را دانست. امروز دشمنان بيرونى ما هم براى ملت ايران نقشه دارند. ما سياستهاى پنج‏ساله‏ى خودمان را تعريف مى‏كنيم؛ افق چشم‏انداز بيست‏ساله را تعريف مى‏كنيم؛ براى اينكه راه خودمان را مشخص كنيم. دشمن ما هم همين‏طور؛ او هم براى ما برنامه دارد؛ او هم سياستى دارد. بايد سياست او را بشناسيم.

من برنامه‏هاى استكبار جهانى عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مى‏كنم: اول، جنگ روانى؛ دوم، جنگ اقتصادى؛ و سوم، مقابله با پيشرفت و اقتدار علمى. دشمنى‏هاى استكبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مى‏شود. البته اينها را بايد دستگاه‏هاى تبليغاتى و رسانه‏ها و شخصيت‏هاى سياسى بيشتر براى مردم توضيح بدهند. من اجمالاً سرفصل و خلاصه‏اى از مطالب را به شما عرض مى‏كنم.

جنگ روانى يعنى چه؟ هدف جنگ روانى، مرعوب كردن است. كى‏ را مى‏خواهند مرعوب كنند؟ ملت كه مرعوب نمى‏شود؛ توده‏ى عظيم مردم كه مرعوب نمى‏شوند. چه كسى را مى‏خواهند مرعوب كنند؟ مسئولان را، شخصيتهاى سياسى را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اينها را مى‏خواهند مرعوب كنند. كسانى كه قابل تطميعند، آنها را مى‏خواهند تطميع كنند؛ اراده‏ى عمومى را مى‏خواهند تضعيف كنند؛ درك مردم از واقعيتهاى جامعه‏ى خودشان را مى‏خواهند تغيير دهند؛ هدف جنگ روانى اين است. يك نفر كه بيمار نيست، صد بار به او بگويند آقا! شما كسالت داريد، شما مريضيد، يك مقدار احساس بيمارى مى‏كند. بعكس، اگر كسى دچار بيمارى هم باشد، صد بار به او بگويند شما حالتان خوب است، احساس صحت مى‏كند. با تلقين مى‏خواهند واقعيتهاى كشور ما را در نظر ملت ما دگرگون كنند. ملت ما ملتى است بااستعداد، داراى قابليت، داراى ظرفيت، داراى ثروتهاى عظيم طبيعى؛ چنين ملتى مى‏تواند پيشرو باشد. دليلى ندارد كه اين ملت، نااميد باشد؛ اما آنها مى‏خواهند واقعيتها را تغيير دهند و ملت را نااميد كنند؛ مى‏خواهند اعتماد ملت را به مسئولان ضعيف كنند. اينكه مردم به دولت و مسئولانشان اعتماد داشته باشند، براى يك كشور خيلى نعمت بزرگى است؛ مى‏خواهند اين نعمت را بگيرند و مردم را بى‏اعتماد كنند، هم به خودشان، هم به مسئولينشان؛ مردم را با شايعه، به تحريم و خشونت تهديد كنند؛ در تبليغات، جاى مدعى و متهم را عوض كنند. امروز امريكا متهم است و ملتها مدعى امريكايند. ما امروز مدعى امريكا هستيم. امريكا متهم است به دست‏اندازى به استكبار، به مستعمره‏پرورى، به جنگ‏طلبى، به اشغال نظامى، به فتنه‏انگيزى. ما طلبگاريم، ما مدعى هستيم. آنها مى‏خواهند خودشان را در جايگاه مدعى بگذارند و ملت ايران را در جايگاه متهم قرار دهند. در خود امريكا وضع حقوق بشر اسفبار است و ناامنى وجود دارد. در يك سال - سال 2003 - سيزده ميليون بازداشت شهروندان امريكايى را خودشان گزارش كردند! مجوز شكنجه مى‏دهند، مجوز شنود تلفن مى‏دهند. بعد از حادثه‏ى بيست شهريورِ چند سال قبل، اينها چند ميليون نفر را بازجويى كردند. يك چنين فضاى ناامن در داخل امريكا؛ در خارج هم كه زندانهاى ابوغريب و شكنجه‏ها و زندان گوانتانامو و زندانهاى مخفى‏اى كه در اروپا و در نقاط ديگر دارند. آنها بايد جواب بدهند. آنها متهمند، آنها نقض حقوق بشر مى‏كنند؛ آن وقت مى‏شوند مدعى حقوق بشر، و ملت ايران را يا هر جا را كه ميلشان بكشد، مى‏خواهند به محاسبه بكشند كه شما نقض حقوق بشر كرده‏ايد! تروريسم را آنها دارند ترويج مى‏كنند. اين كارها جنگ روانى است كه آنها دارند انجام مى‏دهند.

يك بخش از جنگ روانى دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل كشور ما اختلافات قومى، اختلافات مذهبى - شيعه و سنى - اختلافات جناحى، اختلافات صنفى و رقابتهاى صنفى را ترويج و تبليغ مى‏كنند. در داخل، مزدوران و ايادى‏اى هم دارند كه مقاصد آنها را در اينجا به شكلهاى گوناگون عمل مى‏كنند. اينها شايعه‏پراكنى مى‏كنند. در مسئله‏ى عراق، ايران را متهم مى‏كنند. كسانى كه آمده‏اند عراق را اشغال كرده‏اند، ملت عراق را تحقير كرده‏اند، زنان، مردان و جوانان عراقى را به انواع مختلف مورد اهانت قرار داده‏اند، همين حالا هم نظامى امريكايى و انگليسى در عراق با كمال بدرفتارى دارد عمل مى‏كند، اينها ايران را متهم مى‏كنند كه در امور عراق دخالت مى‏كند. آن روزى كه دولت امريكا و خيلى از دولتهاى غربى از صدام بعثىِ معدوم حمايت مى‏كردند، ملت ايران آغوشش را بر روى آزادگان عراقى باز كرد؛ آزادمردان عراقى به اينجا آمدند و ما آنها را از شر صدام حفظ كرديم؛ امروز همانها در عراق به قدرت و حكومت رسيده‏اند. تروريسم در عراق با تحريك سرويس‏هاى جاسوسى امريكا و انگليس و اسرائيل است. اين برادركشى‏ها در عراق ناشى از جنگ شيعه و سنى نيست؛ شيعه و سنى قرنها در عراق با هم زندگى كرده‏اند و جنگى هم نداشته‏اند. خانواده‏هاى عراقىِ بسيارى هستند كه بعضى‏شان شيعه‏اند، بعضى‏شان سنى؛ با هم ازدواج كرده‏اند، با هم زندگى مى‏كردند. اين ترورها را آنها به وجود آورده‏اند؛ آنها هستند كه از ناامنى‏ها سود مى‏برند.

در مورد نفوذ شيعه و ترويج تشيع از سوى ايران و هلال شيعى و از اين حرفها، شايعه‏پراكنى مى‏كنند. يكى از شعبه‏هاى جنگ روانى اينها اين است: اولاً بين ملت ايران اختلاف بيندازند، ثانياً بين ملت ايران و ملتهاى ديگر مسلمان اختلاف بيندازند. سياست امريكا اين بوده است كه همسايه‏هاى ما را در خليج فارس از نظام جمهورى اسلامى بترساند. البته بعضى از آنها آگاهانه و هوشيارانه توطئه را فهميده‏اند، بعضى هم ممكن است اشتباه كنند و در دام اين توطئه‏ى امريكايى بيفتند. ما به سوى همسايه‏هاى خليج فارس - كه منطقه‏ى عمده‏ى نفتى دنيا متعلق به اين مجموعه است - هميشه دست دوستى دراز كرده‏ايم؛ الان هم با آنها دوستيم و دست دوستى دراز مى‏كنيم و اعتقاد ما اين است كه كشورهاى حوزه‏ى خليج فارس بايد پيمان دفاعىِ مشترك داشته باشند و بايد با هم همكارى كنند. براى دفاع از اين منطقه‏ى مهم نبايد امريكا و انگليس و بيگانگان و ديگران و طمع‏ورزان بيايند؛ خود ما بايد امنيت اين منطقه را حفظ كنيم؛ و اين با همكارى كشورهاى خليج فارس ممكن است.

من به همين مناسبت به عناصر سياسى داخلى هم دوستانه نصيحت مى‏كنم؛ مراقب باشند، طورى حرف نزنند، طورى موضعگيرى نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ روانى كمك شود؛ به دشمن كمك نكنند. امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بى‏اعتماد كند، به دشمن كمك كرده. امروز هر كس كه به اختلافات دامن بزند - هر نوع اختلافاتى - به دشمن ملت ايران كمك كرده. كسانى كه قلم دارند، بيان دارند، تريبون دارند، جايگاهى دارند، بايد مراقب باشند؛ نبايد بگذارند دشمن از آنها استفاده كند. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزه‏ى دشمن با ملت ايران است.

جنگ اقتصادى هم يكى ديگر است. مى‏خواهند ملت ايران را از لحاظ مسائل اقتصادى در تنگنا قرار دهند. من عرض مى‏كنم ميدان براى تحرك اقتصادى ملت ايران باز است. با سياستهاى اصل 44 كه ابلاغ شد و دولت هم مجدانه دنبال اين است كه اينها را تحقق ببخشد و بايد هم دنبال كند، ميدان كار اقتصادى باز است؛ نه فقط براى افرادى كه ثروتمندند، حتّى براى آحاد مردم. سال 86 و شايد تا يكى دو سال بعد رويكرد دولت و رويكرد فعالان كشور بايد رويكرد اقتصادى باشد. ما مى‏توانيم اقتصاد خودمان را شكوفا كنيم. تهديد مى‏كنند كه تحريم مى‏كنيم. تحريم نمى‏تواند به ما ضربه‏اى بزند. مگر تا حالا تحريم نكرده‏اند؟ ما در حال تحريم به انرژى هسته‏اى رسيده‏ايم؛ ما در حال تحريم به پيشرفتهاى علمى رسيده‏ايم؛ ما در حال تحريم به اين سازندگى‏هاى وسيع در كشور رسيده‏ايم. تحريم در شرائطى حتّى ممكن است به نفع ما تمام شود؛ از اين جهت كه همت ما را براى تلاش و فعاليت بيشتر كند. رويكرد كشور در سالى كه امروز اول آن است، و حتّى يكى دو سال بعد، بايد رويكرد اقتصادى باشد. از سياستهاى اصل 44 همه بايد استفاده كنند. كسانى كه توانايى سرمايه‏گذارى دارند، حتّى افرادى كه مى‏توانند سرمايه‏گذارى را با اجتماع و شركت انجام دهند، اينها راه دارد. آحاد مردم و صنوف مختلف مردم مى‏توانند سرمايه‏گذارى كنند؛ مى‏توانند در اين راه با يكديگر شريك شوند و سهيم باشند. علاوه بر سهام عدالتى كه تقريباً ده ميليون نفر را شامل مى‏شود - كه مال دو دهك پائين جامعه است - بقيه‏ى آحاد مردم هم مى‏توانند از اين سياستها استفاده كنند؛ راه دارد. مسئولين دولتى بايد راه‏هاى مشاركت مردم را در فعاليتهاى اقتصادى به آنها بگويند. اين سياستها به معناى توليد ثروت عمومى براى جامعه است. توليد ثروت از نظر اسلامى بى‏مانع است. توليد ثروت با غارت ثروت ديگران فرق دارد. يك وقت كسى به اموال عمومى دست‏درازى مى‏كند، يك وقت كسى بى‏قانون و بدون پيروى از قانون به دستاوردهاى مادى مى‏رسد؛ اينها ممنوع است؛ اما از طريق قانونى، توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مى‏گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف‏گرايى افراطى مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مى‏آوريد، باز همان را وسيله‏اى براى توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا دربياوريد - كه در اسلام اسمش كنز كردن است - نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چيزهاى غير لازم زندگى كنيد؛ اما با توجه به اينها، ثروت را براى خودتان توليد كنيد. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم كشور است؛ همه از آن سود مى‏برند. روح اصل 44 و سياستهاى اصل 44 اين است. طورى بشود كه منابع درآمدى آحاد مردم، بخصوص طبقات ضعيف، متنوع شود؛ مردم بتوانند گشايشى پيدا كنند؛ اين يك گام بلند در راه رفاه عمومى است.

در مورد مقابله‏ى با پيشرفت علمى هم يك نمونه‏ى مهمش همين مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است. در گفته‏ها، در گفتگوهاى سياسى و غيره مى‏گويند دولتهاى غربى با دارا بودن قدرت هسته‏اى در ايران موافق نيستند؛ خب نباشند. مگر ما براى به دست آوردن قدرت هسته‏اى از كسى اجازه خواستيم؟ مگر ملت ايران با اجازه‏ى ديگران وارد اين ميدان شده است كه بگويند ما موافق نيستيم؟ خب موافق نباشيد. ملت ايران موافق است و مايل است اين انرژى را داشته باشد. من سال گذشته هم در اجتماع روز اول فروردين در اينجا گفتم كه انرژى هسته‏اى براى كشور ما يك ضرورت است، يك نياز بلندمدت است. امروز اگر مسئولين كشور در به دست آوردن انرژى هسته‏اى كوتاهى كنند، نسلهاى بعد آنها را مؤاخذه خواهند كرد. ملت ايران و كشور ايران به انرژى هسته‏اى و اين توانايى براى زندگى - نه براى سلاح - احتياج دارد. عده‏اى مى‏نشينند همان حرف دشمن را تكرار مى‏كنند كه: آقا! چه لزومى دارد؟ چه لزومى دارد؟ آينده‏ى كشور را به خطر انداختن، نياز فرداهاى كشور را بكلى نديده گرفتن، اين اشكالى ندارد؟ آيا مسئولين كشور حق دارند به نسلهاى آينده خيانت كنند؟ امروز نفت را برداريم مصرف كنيم؛ يك روزى اين نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ايران براى برق خود، براى كارخانه‏ى خود، براى گرماى خود، براى روشنايى خود، براى حركت زندگى خود، دست نياز دراز كند به سوى كشورهاى ديگر تا به او انرژى بدهند؟ اين براى مسئولينِ امروز كشور جايز است؟ عده‏اى حرف دشمن را تكرار مى‏كنند. همانهايى كه ملى شدن نفت را كه به وسيله‏ى دكتر مصدق و مرحوم آيةاللَّه كاشانى انجام گرفت، امروز تمجيد مى‏كنند - كه آن كار، نسبت به اين كار كوچك بود؛ اين از او بزرگتر است - همانها امروز نسبت به انرژى هسته‏اى همان حرفى را مى‏زنند كه مخالفين مصدق و كاشانى آن روز مى‏گفتند. اينها قابل قبول نيست. ما در اين راه پيش رفتيم، با ابتكار خودمان پيش رفتيم. مسئولين كشور ما هيچ بى‏قانونى هم نكردند. همه‏ى فعاليتهاى ما در مقابل چشم آژانس هسته‏اى است، ايرادى هم ندارد؛ ما حرفى نداريم كه زير نظر آنها باشد. جنجال كردن و فشار وارد آوردن روى ملت ايران براى اين مسئله، استفاده‏ى ابزارى كردن از شوراى امنيت سازمان ملل، براى قدرتهاى مقابل ملت ايران زيان به بار خواهد آورد. اين را من بگويم؛ اگر قرار باشد بخواهند از شوراى امنيت استفاده‏ى ابزارى كنند، و بخواهند اين حق مسلّم را از اين راه نديده بگيرند، ما تا امروز آنچه را كه انجام داديم، برطبق قوانين بين‏المللى انجام داديم؛ اگر آنها بخواهند بى‏قانونى كنند، ما هم مى‏توانيم بى‏قانونى كنيم و خواهيم كرد. اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار كنند، بدون ترديد بدانند ملت ايران و مسئولين ايران در مقابل دشمنانى كه به آنها تعرض كنند، از همه‏ى ظرفيت خود براى ضربه زدن استفاده خواهند كرد.

من عرايضم را مى‏خواهم تمام كنم. اين توصيه‏هاى خادم ملت ايران است به ملت ايران. توصيه‏ى من اين است: اين شعارى كه ما امسال مطرح كرديم - يعنى اتحاد ملى و انسجام اسلامى - اين را رعايت كنيد. اتحاد ملى، يعنى يكپارچگى ملت ايران. انسجام اسلامى، يعنى ملتهاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطه‏ى خود را با ملتهاى اسلامى محكمتر كند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است.

توصيه‏ى بعد اين است كه ملت عزيز ما، مخصوصاً جوانان ما، اعتماد به نفس خودشان را از دست ندهند. جوانان عزيز! جوانان عزيز ملت ايران! شما مى‏توانيد؛ مى‏توانيد كارهاى بزرگ بكنيد، مى‏توانيد كشور خود را به اوج اعتلاء و عزت برسانيد. اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، همان چيزى است كه دشمنان مى‏خواهند نباشد. دشمنان مى‏خواهند مردم به دولت - كه مسئوليت اداره‏ى امور كشور را دارد - بى‏اعتماد باشند؛ سعى كنيد اين نقشه‏ى دشمن را خنثى كنيد. من از دولت حمايت مى‏كنم. از همه‏ى دولتهاى بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مى‏كنم. اين حمايت، بى‏دليل و بى‏حساب و كتاب نيست. اولاً جايگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سياسى كشور ما جايگاه بسيار مهمى است، ثانياً بيشترين مسئوليتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم اين جهتگيرى‏هاى دينى و اين ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى خيلى ارزش دارد. سختكوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى؛ اينها خيلى قيمت دارد و من قدر اين كارها را مى‏دانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مى‏كنم. البته اين حمايت، حمايت بى‏حساب و كتاب نيست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم. اولين توقع من اين است كه به مسئولين دولتى مى‏گويم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد كنند و به اين مردم اعتماد كنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ كنند؛ در دام تجمل‏گرايى‏هايى كه افرادى مى‏افتند، نيفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سياسى تلف نكنند؛ با همه‏ى وجود و با همه‏ى توان براى اين مردم كار كنند؛ آنچه را كه با مردم در ميان مى‏گذارند، به تحقق برسانند و دنبال كنند.

ما بايد چشمهاى خودمان را باز كنيم. ما بايد به خدا متوسل باشيم، متذكر باشيم. ملت ايران ملت بزرگى است، ملت توانايى است، هدفهاى بزرگى دارد، راهى هم به سوى اين هدفها دارد كه مى‏تواند طى كند. من اميدوارم خداى متعال تفضلات خود را بر شما ملت ايران به طور مستمر ببارد؛ باران لطف خود را بر سر شما ببارد و ان‏شاءاللَّه امروز كه روز اول سال 86 است، سرآغاز يك سال پُربركت براى مردم باشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركات

Zagato Ferrari 575 GTZ

Zagato Ferrari 575 GTZZagato Ferrari 575 GTZ renderingZagato Ferrari 575 GTZ renderingZagato Ferrari 575 GTZ

پژو ۳۰۷ خودروای زیبا و کوچک برای خانواده ها

                                 

سمند سورن از امروز تولید می شود