سخنرانى در ديدار با ميهمانان كنفرانس وحدت اسلامى، روحانيون و مسؤولان و ائمه‌ى جمعه و برادران اهل تسنن و تشيع استانهاى كردستان و كرمانشاه و جمعى از اقشار مختلف مردم قزوين، مباركه، سرخه و خواف
24/07/1368

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

متقابلاً ميلاد مبارك نبىّ اكرم و رسول اعظم، حضرت محمّدبن عبداللَّه(صلّى‌اللَّه عليه واله و سلّم) و همچنين ولادت با سعادت سبط بزرگوار ايشان و مروّج و مبلّغ مكتب آن بزرگوار - امام جعفر صادق(عليه‌الصّلاةوالسّلام) - را به همه‌ى شما برادران و خواهران، مخصوصاً ميهمانان گرامى، تبريك عرض مى‌كنم.

وجود نبىّ مكرّم اسلام(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم)، بزرگترين مايه‌ى وحدت در همه‌ى ادوار اسلامى بوده است و امروز هم مى‌تواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدسِ بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مركز و محور عواطف و عقايد همه‌ى مسلمانهاست و همين محوريت، يكى از موجبات انس دلهاى مسلمين و نزديكى فِرَق اسلامى با يكديگر به حساب مى‌آيد.

ابعاد شخصيت نبىّ اكرم را هيچ انسانى قادر نيست به نحو كامل بيان كند و تصوير نزديك به واقعى از شخصيت آن بزرگوار ارايه نمايد. آنچه ما از برگزيده‌ى پروردگار عالم و سرور پيامبرانِ سراسر تاريخ شناخته و دانسته‌ايم، سايه و شبحى از وجود معنوى و باطنى و حقيقى آن بزرگوار است؛ اما همين مقدار معرفت هم براى مسلمانان كافى است تا اولاً، حركت آنها را به سمت كمال تضمين كند و قله‌ى انسانيت و اوج تكامل بشرى را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانياً، آنها را به وحدت اسلامى و تجمع حول آن محور تشويق كند. بنابراين، توصيه‌ى ما به همه‌ى مسلمانان عالم اين است كه روى ابعاد شخصيت پيامبر و زندگى و سيره و اخلاق آن حضرت و تعاليمى كه از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، كار زيادى بشود.

بعد از دوران قرون وسطى كه در دنياى مغرب زمين و مسيحيت، تهاجم تبليغاتى وسيعى نسبت به شخصيت رسول اكرم(ص) انجام گرفت و دشمنانِ سوگندخورده‌ى اسلام فهميدند كه يكى از راههاى مبارزه با اسلام اين است كه چهره‌ى نبىّ مكرّم اسلام(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم) را مخدوش بكنند و كارهاى زيادى هم در اين زمينه انجام گرفت، تا امروز كه دشمن به نحو مستمر و با شيوه‌هاى مختلف، روى امحاى شخصيت پيامبر از ذهنهاى آزادگان عالم كار كرده است، مردم بسيارى در دنيا هستند كه اگر پيامبر اسلام را به همان اندازه‌يى كه مسلمانها مى‌شناسند يا حتّى كمتر از آن بشناسند - يعنى حقيقتاً فقط شبحى از آن چهره‌ى منوّر بر دلهاى آنان آشكار بشود - عقيده و گرايش آنها نسبت به اسلام و معنويت اسلامى تضمين خواهد شد. ما بايد روى اين مسأله كار كنيم.

بزرگترين تبليغ براى اسلام، شايد همين باشد كه ما چهره‌ى پيامبر اسلام را براى بينندگان و جويندگان عالم روشن كنيم و بسيار بجاست قبل از آن‌كه دشمنان و مخالفان، با روشهاى و شيوه‌هاى فرهنگى و هنرى پيچيده‌ى خود، چهره‌ى آن بزرگوار را در اذهان مردمِ بى‌خبرِ عالم مخدوش كنند، مسلمانانِ هنرمند و مطلع و وارد به شيوه‌هاى گوناگون در عالم، با بيان و تبليغ و تبيين راجع به آن شخصيت معظّم و مكرّم، كار علمى و فرهنگى و هنرى و تبليغى بكنند. اينها كارهاى لازمى است.

شما در همين اواخر ملاحظه كرديد كه وقتى استكبار جهانى به بركت انقلاب اسلامى، با رشد معنوى اسلام مواجه شد و در جبهه‌ى نظامى و سياسى نتوانستند انقلاب و جمهورى اسلامى را - كه امروز مظهر و نمودار اسلام عملى است - بكوبند و شكست بدهند و خواستند به تهاجم فرهنگى دست بزنند، مزدور خودشان را وادار كردند تا به شخصيت رسول اكرم و نبىّ معظّم اهانت بكند و شيطان صفتى، به دستور شياطين زر و زور عالم، آن كتاب شيطانى را بنويسد كه البته با پاسخ و عكس‌العمل قاطع مسلمين عالم و در مقدّم آنان، امام بزرگوار و رهبر عظيم‌الشّأن و فقيد ما مواجه شدند كه به هدر بودن خون آن شيطان صفت و اعدام او حكم كردند.

پس، يك مطلب اين است كه بايد روى معرفى شخصيت رسول اكرم كار كنيم، و نه فقط شخصيت آن بزرگوار به معناى زندگى آن حضرت، بلكه ابعاد گوناگون وجود آن بزرگوار مثل: اخلاقيات و روش حكومت و مردمدارى و عبادت و سياست و جهاد و تعليمات خاص را مورد توجه قرار دهيم. نه فقط هم كتاب بنويسيم، بلكه بايد كار هنرى و تبليغى را با شيوه‌هاى جديد و با استفاده از تكنيكهاى موجود شروع كنيم و نه فقط در جمهورى اسلامى، بلكه در همه‌ى انحاى جهان اسلام، آن را انجام دهيم.

و اما راجع به مسأله‌ى وحدت مسلمين و هفته‌ى وحدت بايد بگويم كه اگر وحدت و نزديكى فِرَق اسلامى چيزى است كه در خدمت اسلام مى‌باشد و اگر قبول داريم كه اتحاد مسلمين به حال مسلمين مفيد است و در جهت عظمت اسلام مى‌باشد، يقيناً بايد معتقد باشيم كه از سوى دشمنان اسلام، سخت‌ترين تلاشها و پيچيده‌ترين توطئه‌ها، عليه اين وحدت و اتحاد در جريان است. اين دو از هم غيرقابل انفكاك است. امروز، هر چيزى كه براى اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر مى‌باشد. امروز، هر چيزى كه بيشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بيشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. اين، يك معادله‌ى قطعى است.

شما ببينيد كه امروز فشار دشمنان اسلام، روى كدام نقطه از دنياى اسلام بيشتر است؟ همان قدرتها و دشمنانى كه به بعضى از سلاطين و رؤساى كشورهاى مسلمان، دست دوستى و صميميت داده‌اند و با همه‌ى وجود از آنها دفاع مى‌كنند و پول و سلاح و تجهيزات و تبليغات را در خدمت آنها قرار داده‌اند، امروز با تمام وجود خود، عليه جمهورى اسلامى و نظام و ايران اسلامى، در حال تلاش و كوششند. چرا؟ چون فهميده‌اند كه در جمهورى اسلامى و نظام ما، عظمت اسلام تضمين و تعقيب خواهد شد.

هر كارى كه امروز در خدمت اسلام است، مورد نقمت دشمنان اسلام مى‌باشد. وحدت ميان مسلمين، يكى از مصاديق اين قاعده‌ى كلى است. اگر حقيقتاً لازم است كه مسلمين عالم با يكديگر اتحاد پيدا بكنند و اگر اين اتحاد به حال اسلام و مسلمين مفيد است - كه ظاهراً در نظر عقلا و مصلحان عالم اسلام، جاى شكى در اين حرف نيست - پس بايد مطمئن بود كه امروز توطئه‌ى دشمن عليه اين وحدت، از هميشه بيشتر است.

من، به همه‌ى برادران مسلمانى كه در سراسر عالم هستند، توجه و تذكر مى‌دهم كه تبليغات استكبار جهانى عليه جمهورى اسلامى را كه از طريق خبرگزاريها و مطبوعات و راديوها و اظهارات رسمى سياسيون منتشر مى‌شود، با اين منطق و قاعده‌ى كلى بسنجند و معنا كنند كه تمام دستگاههاى تبليغاتى استكبار و در رأس آنها امريكا، امروز بسيج شده‌اند تا جمهورى اسلامى و ايران و ملت اسلام را برخلاف آنچه كه هست، در چشم مردم عالم معرفى كنند و نشان بدهند. اين، مسأله‌ى بسيار مهمى است.

امروز، پولهاى دستگاه استكبار و ايادى آنها، در دنيا و بيشتر از همه در دنياى اسلام، براى ايجاد تفرقه بين مسلمين خرج مى‌شود تا اگر بتوانند - كه نخواهند توانست - بين ايران اسلامى و مسلمانان عالم، اختلاف ايجاد كنند و فاصله بيندازند. جنگِ دشمن‌ساخته‌ى شيعه و سنى، به بركت انقلاب اسلامى بحمداللَّه رو به خمود و خاموشى رفت و برادران شيعه و سنى در ميدانهاى مختلف در كنار هم قرار گرفتند و به يكديگر كمك كردند و برادروار با هم حركت كردند - كه حق هم همين بود - ولى امروز تبليغات جهانى سعى مى‌كند باز هم اين شعله را مشتعلتر و اين آتش را برافروخته‌تر كند و اين اختلاف را كه رو به از بين رفتن است، دوباره زنده نمايد. چرا؟ چون مى‌دانند كه امروز وحدت اسلامى - يعنى تجمع مسلمين - حول محور ايران اسلامى است. مى‌دانند كه دلهاى مسلمين، امروز به امّ‌القراى اسلام - يعنى ايران اسلامى - متوجه است. مى‌دانند كه امروز در دنياى اسلام و در سراسر عالم، آن جايى كه قرآن رسماً و عملاً حاكميت دارد، ايران اسلامى است.

ايران، مثل بسيارى از كشورهاى مسلمان نام نيست كه على‌الظّاهر يك كشور اسلامى باشد و سران و رهبران آن دم از اسلام بزنند، اما عمل خود آن سران، بيشتر از همه‌ى آحاد مردم يا اكثر آنها، از اسلام دور و بيگانه باشد. در اين‌جا، كسانى كه در رأس امور هستند، شرط قبول و تحمل مسؤوليت براى آنها، ايمان و تقواست. اين‌جا، مثل بعضى از ديگر كشورهاى اسلامى نيست كه مسؤولان و رهبران، فسق و فجور كنند و محرّمات كبيره را - كه قرآن ناطق به حرمت آنهاست - عملاً انجام بدهند و شرب خمر و تجاوز و تعدى از حدود الهى بكنند و نوكرى دشمنان خدا و دشمنى با بندگان صالح او بكنند و بر مؤمنين و متقين و علما فشار وارد آورند و درعين‌حال، نام خودشان را مسلمان بگذارند.

تنها نقطه‌يى در عالم اسلام كه مسؤولان كشور و اداره‌كنندگان و مديران، بايد از نظر مردم به تقوا و ايمان و تعبد شناخته شده باشند، ايران اسلامى است. اين را مردم دنيا مى‌بينند و حس مى‌كنند كه بقيه‌ى كشورها، ادعاى اسلام مى‌كنند و زمامدارانشان فسّاق و فجّارى در رأس امور قرار مى‌دهند و مردم مسلمان هم مشاهده و تحمل مى‌كنند و چاره‌يى هم ندارند.

شما بعضى از كشورهاى اسلامىِ مدعىِ اسلاميت و ترويج اسلام را ببينيد؛ بعضيها آن قدر پُررو و وقيح هستند كه خودشان را بانى و صاحب و مروّج اسلام هم به حساب مى‌آورند و معرفى مى‌كنند درعين‌حال كه كپسول فساد و انحطاط و منشأ محرّمات و گناهان كبيره هستند!! اين را مردم دنيا مى‌بينند. مسلمانانى كه بصيرند، اينها را مى‌فهمند و مى‌دانند كه در اين صورت، اگر پرچم وحدت اسلامى بلند شد، دلهاى مسلمانان به طور قهرى به آن‌جايى متوجه خواهد شد كه حقيقتاً اسلام حاكم است و ملاكها و معيارها از اسلام گرفته شده و ملاك حاكميت و مديريت و مسؤوليت، مسلمان بودن است و اين آيه‌ى شريفه كه: «الّذين ان مكّنّاهم فى‌الارض اقاموا الصّلوة و اتوا الزّكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر»(138) صادق است. مردم دنيا، اين را مى‌بينند و دلهاشان متوجه ايران اسلامى خواهد شد.

لذا امروز، تمام تشكيلات تبليغاتى وابسته به استعمار و استكبار و ايادى آنها در همين منطقه‌ى اسلامى، دست به دست هم داده‌اند تا با تبليغات مضر، وحدتى را كه مورد نظر اسلام است و نظام اسلامى كمربسته‌ى آن مى‌باشد، بشكنند. علماى اسلام بايد مواظب باشند. مراقب اين مذاهب اختراعى و جعلى - كه نقض وحدت است - باشيد. مواظب اين دلارهاى نفتى كه براى ايجاد تفرقه به‌كار مى‌رود، باشيد. مواظب اين دستهاى پليد و مزدور كه سعى مى‌كنند «عروةالوثقى»ى وحدت بين مسلمين را بگسلند و پاره كنند، باشيد. با اينها برخورد كنيد. اين، لازمه‌ى علاقه به وحدت و پيمودن راه وحدت اسلامى است. بدون اين، ممكن نيست.

ما در مسأله‌ى وحدت، جدى هستيم. ما اتحاد مسلمين را هم معنا كرده‌ايم. اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فِرَق گوناگون از عقايد خاص كلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلكه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است كه هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اين‌كه فِرَق گوناگون اسلامى (فِرَق سنى و فِرَق شيعه) - كه هر كدام فِرَق مختلف كلامى و فقهى دارند - حقيقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همكارى و همفكرى كنند. دوم اين‌كه فِرَق گوناگون مسلمين سعى كنند خودشان را به يكديگر نزديك كنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را با هم مقايسه و منطبق كنند. بسيارى از فتاواى فقها و علما هست كه اگر مورد بحث فقهىِ عالمانه قرار بگيرد، ممكن است با مختصر تغييرى، فتاواى دو مذهب به هم نزديك شود.

لذا ما جداً علاقه‌مند هستيم كه «دارالتّقريب بين‌المذاهب الاسلاميّه» را ايجاد كنيم. ما مايليم اين كار انجام بگيرد. البته، در گذشته اين كار شروع شده و تلاشهاى مخلصانه‌يى هم داشته؛ اما اكنون مدت مديدى است كه ما حركت حقيقى‌يى مشاهده نمى‌كنيم. احساس مى‌كنيم كه اين كار بايد انجام بگيريد و مردم مخلص و مؤمن و شخصيتهاى عالمى از همه‌ى دنياى اسلام همكارى كنند. ما آماده هستيم و مايليم كه ميزبان اين مجموعه باشيم و زحمات و خدمتهاى اين كار را بر عهده بگيريم.

علماى اسلامى بايد كوشش كنند. فقها و متكلمين و فلاسفه‌ى اسلامى بنشينند آراء را با يكديگر تطبيق كنند و آنها را در مجموعه‌هايى جمع نمايند تا نظرات فِرَق مختلف اسلامى در مجموعه‌ى واحد و با نگاه مساعد به يكديگر، در اختيار همه‌ى مسلمين قرار بگيرد. اين، از جمله كارهاى بسيار لازم و ضرورى است و اميدواريم كه همتِ صاحب همتان، اين كار را به انجام برساند.

مجدداً اين ميلاد مبارك را به همه‌ى شما برادران و خواهران تبريك عرض مى‌كنم و اميدوارم كه خداى متعال تفضل و كمك كند تا همه‌ى ما بتوانيم اين راه مهم و اين اهداف بلند را تعقيب كنيم و بپيماييم و به تأييد الهى - ان‌شاءاللَّه - بر دشمنان اسلام پيروز شويم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

138) حج: 41