مقدمه: مراتع ايران يكي از مهمترين و با ارزشترين منابع ملي كشور ميباشد كه بهره برداري صحيح توأم با عمليات اصلاح و احياء آنها مي تواند نقش اساسي در جهت حفظ آب و خاك و تأمين نيازمنديهاي كشور در زمينه فرآورده هاي پروتئيني داشته باشد. پروتئين ماده اي است كه در سلامت و بقاء انسان موثر است و در بين پروتئين ها نوع حيواني آن داراي مزيتي خاص و منحصر بفرد است كه خود از منابع گياهي تأمين مي گردد. در حال حاضر مهمترين عامل محدود كننده تولید در دامپروري ، تغذيه و تامين غذاي كافي و مناسب براي دام مي باشد. با توجه به نياز روزافزون كشور به فرآورده هاي دامي و بي نياز شدن از واردات آنها، طبيعي است كه بايستي توليدات دامي با ميزان مصرف داخلي كشور و یا افزايش آنها در سالهای آينده تناسب داشته باشد. بدين منظور علاوه بر احياي مراتع و افزايش سطح زير كشت و بازده نباتات علوفه اي لازم است از پس مانده هاي زراعي و ضايعات كارخانجات محصولات غذايي بنحو مطلوب در تغذيه دام استفاده نمود. مسلماً هزينه توليد فرآورده هاي دامي زماني به حداقل مي رسد كه دام قسمتي از سال را از رسنتي هاي مراتع طبيعي تغذيه نمايد هر چه سطح كاشت گياهان علوفه اي بيشتر شود و چراگاههاي احداثي گسترش يابند. هزينه توليد فرآورده هاي دامي نيز افزايش خواهد يافت و تنها راه كاهش دادن آنها استفاده از مراتع طبيعي خواهد بود. اكنون هم هر اندازه كشاروزي نوين پيشرفت كند و وسايل و تكنيك هاي جديد، عرضه گردد. باز براي پايين آوردن هزينه توليد، بهره برداري از مراتع طبيعي لازم و مقرون به صرفه است زيرا كاشت گياهان علوفهاي در همه جا به علت محدوديت آب و خاك امكان پذير نمي باشد. بطور معمول وقتی صحبت از مرتع می شود فقط جنبه تولید علوفه آن به نظر می آید در حالیکه جنبه حفاظت آب و خاک این منبع خدادادی اهمیتی به مراتب بیشتر از تولید علوفه دارد و متاسفانه به حساب گرفته نمی شود. بروز سیلاب های سهمگین سال های اخیر و اعداد و ارقام نجومی مربوط به فرسایش خاک در این کشور بر کسی پوشیده نیست. ولی این بلایا اغلب در مناطقی فراوان ترند که پوشش مرتعی آن از بین رفته و یا تخریب شده است
مهمترین رودخانه های کشور با بیش از 40 درصد آبهای جاری و 30 درصد کل نزولات آسمانی و همچنین حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس قرار دارد بنا بر اين حفظ جنگل های باقی مانده زاگرس و توسعه آنها از لحاظ تامین منابع آبی و جلوگیری از فرسایش خاک بسیار مهم است

جنگل های طبیعی خارج از شمال چهار ناحیه رویشی زاگرس، ارسباران، ایران توران و جنگل های گرمسیری سواحل جنوب را با مساحتی حدود 11.7 میلیون هکتار در بر می گیرد[1]. حساسیت و توجه بیشتر به جنگل های شمال کشور، موجب غفلت مسئولین مربوطه به این بخش از جنگلهای کشور شده است و در نتیجه در معرض تخریب و کاهش کیفیت قرار گرفته اند.
بخش اعظم جنگلهای خارج از شمال اختصاص به ناحیه رویشی زاگرس دارد. این ناحیه از شمال غربی ایران آغاز و تا جنوب شرقی کشور گسترش دارد. حدود 20 درصد خاک کشور و 10 استان با بیش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعیتی بالغ بر 15 میلیون نفر و همچنین50 درصد دام کشور در این ناحیه قرار دارد[2]. ناحیه زاگرس به دلایل متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، گیاهی و جانوری یکی از مناطق کلیدی کشور است. وسعت جنگل های آن 5.2 میلیون هکتار و تعداد گونه های گیاهی این ناحیه بین 2000 تا 2500 گونه است تعداد گونه های کمیاب بین 7 تا 10 درصد و تعداد گونه های درختی و درختچه ای بالغ بر 190 گونه می باشد. با توجه به غالبیت جنس بلوط یکی از گسترشگاه های نادر جهان است. اداره این جنگلها به دلیل پراکنده بودن روستاها در عرصه های جنگلی، تبدیل این عرصه ها به اراضی زراعی و باغی، بهره برداری از معادن، دامداری باز و بدون کنترل در اغلب ماههای سال محیط اکولوژیکی این جنگل ها را با مشکلات حادی مواجه ساخته تا جایی که ادامه ی روند کنونی، محیط طبیعی را شکننده، تجدید حیات گونه های گیاهی را به حداقل رسانده و از طرفی به دلیل به هم خوردن رابطه فون و فلور گسترش آفات و امراض گیاهی در طول دو دهه گذشته تا به امروز به اوج رسیده است؛ به طوری که در این ناحیه جنگل واقعی کمتر به چشم می خورد و از پوشش درختی آن فقط تک درختانی باقی مانده اند که عرصه زیر اشکوب آنها یا تبدیل به دیم زار شده یا چراگاه انبوه دام هایی است که اجازه سر برآوردن هیچ گیاهی را نمی دهند.
این در حالی است که عمده سرمایه گذاری های زیربنایی کشور در زمینه آب و برق در حوضه زاگرس صورت گرفته است زیرا مهمترین رودخانه های کشور با بیش از 40 درصد آبهای جاری کشور و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنین حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در این ناحیه قرار دارد. از این نظر حفظ جنگل های باقی مانده زاگرس و توسعه آنها از لحاظ تامین منابع آبی و جلوگیری از فرسایش خاک بسیار مهم است؛ زیرا نابودی جنگل ها و متعاقب آن فرسایش شدید خاک در این ناحیه سبب می شود سرمایه گذاری های زیربنایی صورت گرفته، توجیه اقتصادی خود را از دست بدهند.
بر اساس آخرین آمار، مساحت کل جنگل هاي ايران (طبیعی و دست کاشت) حدود 14.2 ميليون هكتار برآورد شده است[1] که قریب یک میلیون هکتار آن را جنگل های دست کاشت تشکیل می دهد. در گذشتة نه چندان دور مساحت جنگل هاي ايران به 18 ميليون هكتار مي رسيد كه در اثر افزايش جمعيت، توسعة شهرها و اراضي كشاورزي و تاسيسات و صنايع و همچنين تخريب و تجاوز، كاهش قابل توجهي يافته است. تمامي اين جنگل ها ارزش صنعتي ندارند. آنچه كه به عنوان توليد چوب و تأمين مصارف صنعتي قابل بهره برداري مي باشد جنگل هاي شمال كشور است. جنگل هاي خارج از شمال نيز از نظر حفاظت خاك، تغذية دام، تلطيف هوا و رطوبت نسبي محيط و نفوذپذيري آب و زيستگاه حيوانات وحشي از اهميت زيادي برخوردارند. سهم سرانة مردم ايران از مجموع جنگل هاي موجود قريب 0.25 هكتار است[2]. جدول 2 پراکنش مساحت جنگل های ایران را نشان می دهد.
|
نوع جنگل |
سطح خارج از شمال |
سطح شمال |
جمع |
درصد |
|
جنگل انبوه |
755.777 |
940.826 |
1.696.603 |
12 |
|
جنگل نیمه انبوه |
286.846 |
593.927 |
3.400.773 |
9/23 |
|
جنگل تنک |
7.842.183 |
313.133 |
8.155.316 |
4/57 |
|
جنگل ماندآبی |
30.400 |
- |
30.400 |
2/0 |
|
جنگل دست کاشت |
919.468 |
- |
919.468 |
5/6 |
|
جمع |
12.354.673 |
1.847.886 |
14.202.559 |
100 |

جنگل هاي شمال ایران كه به جنگلهای رویشی هیرکانی یا خزری شهرت دارند در استانهاي گيلان ، مازندران و گلستان قرار دارند اين جنگل ها که به بركت رطوبت ناشي از درياي خزر رشد و تكامل يافته اند به صورت نواري با طول تقريبي 800 كيلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر و با مساحتی حدود 1.84 ميليون هکتار[۳] نیمرخ شمالی البرز از آستارا تا گلیداغی را در بر می گیرند. جنگلهای شمال متعلق به اواخر دوران سوم زمین شناسی است به همین دلیل به عنوان کهن ترین جنگلهای جهان بشمار می روند. تا کنون بالغ بر 80 گونه درختی عمدتا پهن برگ و چهار گونه سوزنی برگ و 50 گونه درختچه ای شناسایی شده اند که از این نظر نیز می توان این ناحیه را در زمره ذخایر ژنتیکی جهان قلمداد کرد. این نکته را نباید از یاد برد که این جنگلها در ایران از وسعت قابل توجهی بر خوردار نبوده ولی از سایر جنبه ها بویژه حفاظت آب و خاک در این ناحیه بسیار مهم هستند. هر گونه بر خورد نابخردانه با این جنگلها عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت که از جمله آنها می توان به سیلابهای مخرب چند سال گذشته در استانهای شمالی کشور مانند سیل نکا و استان گلستان اشاره کرد. خوشبختانه در سالهای اخیر با توجه به اهمیت و نقش مهم این منابع خدا دادی در جلوگیری از بروز اینگونه حوادث ناگوار و در راستای توسعه پایدار، دولت جمهوری اسلامی ایران در جهت حفظ و صیانت از جنگلهای شمال اعتبارات قابل توجهی را برای اینکار اختصاص داده است.
[1] - بروشور دفتر روابط عمومي و امور بين الملل سازمان جنگلها و مراتع، 1384
[2] - محمد خسروشاهي 1377 . كتاب هشدار، انتشارات سازمان جنگلها و مراتع كشور
[۳] در مورد مساحت جنگلهای شمال کشور رقم 2.1 میلیون هکتار و حتی کمتر از یک میلیون هکتار هم در برخی منابع دیده می شود. تفاوت ارقام احتمالا ناشی از برداشت های متفاوت از تعریف جنگل است.

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ربع قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدا دادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم بیان شود و بقدرت کلام و بیان خود آنها را ارشاد نمایند. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود. دریغ که سیمای جمهموری اسلامی برای تبلیغ پفک نمکی و انواع نمکی ها از هر فرصتی استفاده می کند اما در طول سال و در میان پرده های خود حتی چند ثانیه هم به نقش منابع طبیعی (اعم از جنگل، مرتع، آب ، خاک و رودخانه و امثال آن) اشاره ای نمی شود. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛

نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. به قول درویش[1] چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد، برپایی همایش ها ، کارگاه ها، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟
چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ این ها سئوالاتی است که همواره به ذهن بسیاری از افراد علاقمند به منابع طبیعی کشور می رسد، افرادی که هنوز امیدواری را برای نجات منابع طبیعی کشور از این وضعیت از دست نداده اند. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. آشکار است که دولت و سازمانهای ذیربط در زمینه ترویج فرهنگ زیست محیطی و منابع طبیعی اقدام بایسته ای انجام نداده اند و هنوز راه درازی در پیش است که باید پیموده شود. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. از چکه کردن شیر آب در منزل گرفته تا اسراف های آنچنانی آب و کثیف کردن کوچه و منزل و ساحل و قطع بیرحمانه درختان جنگل و تخریب مراتع. بسیاری از ما دانسته و یا ندانسته مرتکب این اعمال می شویم. یک روستایی فقیر ممكن است برای بقای خویش دست به جنگلتراشی بزند اما یک پیمانکار برای کسب سود بیشتر اين كار را انجام مي دهد. فرازناي كلام آنكه تا مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود.کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی باشد و آموزش از پایین ترین سطح جامعه یعنی خانواده شروع و به دبستان و دبیرستان و دانشگاه بصورت قصه و تئاتر و مطالب درسی و سرانجام تا وسایل ارتباط جمعی بصورت مستمر ادامه یابد.
جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست

امروز با داشتن جمعيتي بالغ بر 65 ميليون نفر نظاره گر نابودي نه تنها باغها و كشتزارها بلكه شاهد از بين رفتن خانه و كاشانه و احشام و حتي جان مردم بوسيلة سيلابهای مهیبی هستيم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهي به گذشتة نه چندان دور در مي يابيم بسیاری از مناطقی که زمانی بوسيلة درخت و درختچه و بوته و گياهان علوفه اي پوشيده شده بود، امروز بر اثر قطع بي روية درختان، درختچه ها و بوته كني و چراي مفرط و آتش سوزي حتي آثاري از درختان و درختچه هاي بومي در بعضي از استانها به چشم نمي خورد ، حال چه انتظاري غير از اين وقايع تلخ و ناگوار مي توان داشت، كه گفته اند هر كسي آن درود، عاقبت كار، كه كشت.
با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط كشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم، اکنون نظاره گر بروز سيلابهای خطرسازی شده ایم که دست کم تا کنون در استانهاي سرسبز شمال كشور مشاهده نشده است. اين حوادث ناگوار در مناطق سرسبز شمال كشور كه روزگار درازي به بركت وجود پوشش جنگلي انبوه، بارشهاي منظم و كافي، خاكهاي عميق و حاصلخيز و تعادل پايدار اكوسيستم، بعنوان جزيرههاي امن و مصون از آفات و بلاياي طبيعي همچون سيل محسوب ميشد بصورت وحشتناكي عيان شده است. سیل مرداد 1380 فقط در منطقه مينودشت و كلاله) استان گلستان) بيش از 300 كشته و 270 مفقود و 600 ميليارد ريال خسارت بجاي گذاشت ([1]). می توان گفت هر چند سيلابها ناشي از بارندگي هستند ولي آنچه بيشتر موجب بروز سيلابها شدهاند، عمل متقابل و قانونمند طبيعت در برابر بهرهبرداريهاي بيرويه انسان، كاربريهاي نادرست اراضي و استفادههاي نابخردانه انسان از منابع بيكران آن است. طبيعت بويژه مناطق كوهستاني بنا به ماهيت خود شكنندهاند و فشارهاي جمعيت رو به رشد انسان و استفادههاي نامعقول آنها را بر نميتابند به همين دليل با آهنگي سريع رو به تخريب گذاشتهاند و براي انسان پيامدهاي ويرانگري نظير سيل به بار ميآورند.
[1] - خسروشاهي محمد، 1384. تعيين نقش زيرحوضه هاي آبخيز در شدت سيل خيزي حوضه، رساله دكتري، دانشگاه تربيت مدرس.
..........ادامه مطلب
10ـ نقش اقتصادي جنگل:

به طور كلي درآمد جنگل را به صورت ملموس و غير ملموس بررسي مي نمايند، درآمد غير ملموس آن در ارتباط با نقش و ويژگيهاي جنگل است كه قبلاً بر شمرده شده است و غير از توليد مستقيم آن است. بررسيهاي كارشناسي نشان مي دهد در صورت احياء جنگلهاي شمال و غرب و جنوب كشور و استفاده كامل از تمامي استعداد توليد جنگل در يك برنامة دراز مدت به درآمد ساليانه اي معادل 280 ميليارد ريال دست خواهيم يافت و برخلاف درآمد حاصل از نفت كه روزي پايان خواهد يافت، جنگل به عنوان يك واحد توليدي پايا با درآمد مستمر مي تواند نقش اقتصادي ارزنده اي در دراز مدت داشته باشد. گذشته از اين فرآورده هاي جنگلي اعم از چوب و يا ساير محصولات فرعي ديگر چرخ هزاران هزار واحد توليدي اعم از كوچك و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در مي آورند، زيرا جنگل تامين كننده مواد اوليه بسياري از صنايع بوده كه آن صنايع با يكديگر روابط متقابل بنيادي دارند. بطور مثال كارخانجات صنايع چوب و صنايع كاغذ با صنايع ديگر بيش از 100 نوع تبادل كالا دارند كه اين موضوع نقش قابل توجهي در تحرك اقتصاد كشور دارد. علاوه بر اين درختان منبع تامين مواد اوليه براي صنعت داروسازي مدرن نيز مي باشند بطوري كه بيش از 25 درصد مواد مورد نياز صنعت داروسازي مستقيماً از درختان بدست مي آيد.
فواید دیگر جنگلها و مراتع را می توان در حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری، تامین غذا و مامنی برای وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوریسم دانست.
.........ادامه مطلب
9- نقش جنگلها و مراتع در جلوگيري از رانش زمين:

رشد درختان در دامنهها سبب افزايش پايداري خاك ميگردد.ريشه درختان با فرو رفتن درخاكهاي حساس به لغزش مانند ستونهايي عمل كرده و با ايجاد شبكه متراكم ريشهاي از بهمپاشيدن قطعات يا بلوكهاي لغزشي جلوگيري ميكنند.مطالعات انجام شده در منطقه جنوبشرقي آلاسكا نشان داد كه پس از قطع درختان، افزايش قآبل ملاحظهاي در تعداد لغزشهاصورت گرفت آنها نتيجه گرفتند كه نابودي و فساد تدريجي سيستمهاي تداخلي ريشه درختان(پس از قطع آنها) عامل وقوع لغزشها بودند. هر چند عدهاي اعتقاد دارند كه در بعضي موارد درختان به دليل نيروي وزن خود و يا بر اثر نيرويي كه توسط باد در بعضي از مناطق به درختانوارد ميشود ممكن است باعث لغزش شوند ولي به دلايل زير نقش پوشش گياهي در جلوگيرياز حركت زمين كاملاً آشكار است:

يكي از عوامل مهم و مؤثر در حركتهاي تودهاي يا رانش زمين وجود رطوبت در خاكاست در ايران نيز اكثر لغزشها معمولاً در دامنههاي رو به شمال (سايهگير)كه رطوبت بيشترينسبت به دامنه جنوبي دارند اتفاِق ميافتد.بنآبراين درختان با انجام عمل تبخير و تعرِق و درنتيجه كم كردن ظرفيت نگهداري آب خاك، نقشي اساسي در اين مورد ايفا ميكنند درختان بامصرف بالاي آب و تعرِق زياد در حقيقت عمل زهكشي خاك را انجام ميدهند و در نتيجه آن راسبك نگه ميدارند. مطالعات انجام شده در امريكا (ايالت اوهايو)نشان ميدهد كه ضريب اطميناندر برآبر لغزش، در دامنههاي جنگلي پوشيده از درخت 9 برابر بيشتر از دامنههاي بدون درختاست.
- نقش ديگر درختان در حفظ خاك از خطر لغزش، وجود فرايندي بنام برگآب(Interception) است. يعني در طي هر بارندگي مقداري از بارش توسط تاج درختان گرفته شده و قبل از رسيدن به خاك تبخير ميگردد. اين مقدار بارندگي از اين جهت كه در خاك نفوذ نميكند در خشكي خاك و جلوگيري از حركت زمين مؤثر ميباشد. ميزان برگاب بستگي به شكل برگها وتاج درختان دارد و ميزان آن بسته به اينكه درخت در چند ماه از سال برگ داشته باشد تغييرميكند. بنآبراين در درختكاريها استفاده از نهال درختاني كه در زمستان برگ دارند براي اينگونهمحلها مناسب تر است.

همانگونه كه قبلاً گفته شد ريشه درختان از طريق جذب بخشي از آب زيرزميني و خشككردن خاك نقش عمدهاي در پايداري دامنهها دارند.از اين لحاظ گياهان داراي ريشههاي عميقتر و با انشعابات بيشتر نقش بهتري در حفظ خاك خواهند داشت. متأسفانه انسان بر اثر تخريبپوشش گياهي از قبيل تبديل جنگل به زمين زراعتي، شهرسازي و همچنين جادهسازي غيراصولي و ايجاد تأسيسات ارتباطي نقش مهمي در ايجاد لغزش دارد. نتايج حاصل از يكتحقيق در يك منطقه جنگلي شمال كشور (حوضه واز از توابع شهرستان نور)نشان داده استبيشترين لغزشها در دامنههايي اتفاِق افتاده است كه قطع يكسره جنگل وجود داشته است. اينقطع جنگل به منظور عبور دكل های برِق فشار قوي و احداث جاده صورت گرفته است[1].
در اين زمينه تحقيق ديگري در غرب كشور (چهار محال بختياريمنطقه اردل) صورت گرفته است[2]. به استناد اين تحقيق منطقهاي كه در آن لغزش حادث شدهدر 40 سال گذشته (با استناد به عكسهاي هوايي سال 1335) داراي جنگل بلوط با تاج پوششيحدود 40 درصد بوده كه بر اثر قطع بيرويه و تبديل اراضي جنگلي به زراعت ديم، هماكنوندرصد تاج پوشش آن به حدود 2 درصد رسيده است. بنابراين تخريب و قطع پوشش گياهيباعث تغيير چرخه آب بصورت كاهش تبخير و تعرقِ در منطقه و افزايش آب زيرزميني در دامنهلغزش يافته شده است. به اين ترتيب نقش ارزنده جنگلها با استناد به تحقيقات مستدل در مورداين بليه نيز كاملاً آشكار است.
[1] - مبرّا محمود، بررسي پديدههاي زمين لغزه در جنگل واز، پايان نامه كارشناسيارشددانشكده علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان 1375.
[2] - طالبي اسفنداراني علي، بررسي عوامل مؤثر در ايجاد زمين لغزه در منطقه اردل، پاياننامهكارشناسي ارشد دانشكده منآبع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس 1375
........ادامه مطلب
۸- نقش جنگلها و مراتع در جلوگيري از وقوع بهمن


پوشش گياهي از نوع بوتهاي يا بالشتكي سطوح ناهمواري ايجاد كرده وخطر سقوط بهمن را كاهش ميدهد.لذا در نقاطي كه حتي براي ورزش اسكي استفاده می شود، بهتر است هم محل اسكي و هم ارتفاعات مشرف به آن را با گونههاي مرتعي نوع بوتهاي و بالشتكي تقويت كرد. براي جلوگيري از وقوع بهمن علاوه بر اقدامات مكانيكي (مانند پايههايچوبي، نردههاي فلزي و ديوارههاي سنگي)، عمليات بيولوژيكي از قبيل جنگلكاري در صدر برنامههاي مبارزه با اينگونه خطرات است.در مناطق بهمن خيز براي جلوگيري از خطرات ناشياز آن در محلهاي آغاز حركت تودههاي برفي اقدام به جنگلكاري ميشود. معمولاً جنگلكاري در روي خطوط تراز و با ايجاد بانكت صورت ميگيرد (البته به روشهاي ديگر هم اقدام بهجنگلكاري ميشود).
انتخاب نوع گونه براي اينكار حائز اهميت است و كاشت رديفي گونههاي جنگلي سوزنيبرگ و پهنبرگان مقاوم ميتوانند مانع اينگونه خسارتها شوندبرای اینکار درختان بصورت شبكهاي طراحي شده و مورد استفاده قرار می گيرند.در بسياري از مناطق كه بوسيله عمليات مكانيكي با حركت بهمن مبارزه ميشود بازهم نقش جنگلكاري از نظر دور نميماند زيرا پس از احداث بهمنشكنها در پناه و يا بين آنها يك شبكه چند رديفي جنگلكاريميشود چرا كه عمر موانع مكانيكي كوتاه است و پس از مدتي مستهلك ميشود در حاليكهگونههاي جنگلي در اين مدت رشد نموده و با از بين رفتن موانع، بصورت يك ديوارهبيولوژيكي (زنده) عمل ميكنند. به اين ترتيب در مورد جلوگيري و يا كاهش اثرات اين بليه طبيعينيز استقرار گونههاي جنگلي بهترين روش مبارزه است همچنانكه در هر محلي كه گونههايجنگلي وجود دارند بهمن اتفاقِ نميافتد زيرا قبل از اينكه برفي رويهم انباشته شود مقدار زيادياز آن بوسيله تاج پوشش درختان گرفته ميشود و به زمين نميرسد.
سايت مرتبط با بهمن http://www.pbs.org/wgbh/nova/avalanche/elements.html
............ادامه مطلب
7ـ اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا:

جنگل ها و مراتع و به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربنگيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است هنگام کربن گیری درختان، از 264 گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند[1]. با این حسآب فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کند. در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اكسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد.
[1] - يخكشيعلي، 1381. شناخت، حفاظت و بهسازی محیط زیست ایران، انتشارات موسسه آموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی.
6ـ اهميت جنگل و فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان: 

جنگل و پارك و فضاي سبز در داخل و اطراف شهرها به مردم خسته از زندگي ماشيني و سر و صداي محيط اين امكان را مي دهد كه بتوانند ايام فراغت را در اين مكان به استراحت و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان بيرون آيند و جهت تقويت فكر و بدن خود در محيطي آرام و با هوايي سالم به بازي بپردازند. طبيعت همواره با زيبائي هاي خود نظر انسان را به خود جلب مي نمايد و گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمار مي روند. هر انسان از مشاهده طبيعت سرسبز جنگلها و مراتع لذت مي برد و با ديدن گل هاي زيباي طبيعي با رنگ هاي دلفريب كه از دل خاك سر بر آوده است به عظمت و رحمت خالق سبحان پي مي برد و شكر نعمتهاي بيكرانش را بجا مي آورد. بسياري معتقدند كه جنگل در سبك موسيقي و نقاشي افراد تاثير خاصي دارد و بسياري از هنرمندان و اهل ادب از مناظر زيباي طبيعت در ايجاد اثر خود الهام مي گيرند.
.......ادامه مطلب
5ـ اهميت جنگل در جلوگيري از سر و صداي محيط:

يكي از آثار نامطلوب صنعت ايجاد سرو صدا در مناطق مسكوني است كه در اثر تراكم جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم در جهت كمتر نمودن سر و صدا در شهرهاي صنعتي بزرگ و نزديك فرودگاه ها انجام نگيرد، مي تواند ناراحتيهاي عصبي و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري از سرو صداي محيط، جنگل كاري و ايجاد فضاي سبز در داخل شهرها و اطراف مناطق صنعتي و فرودگاهها به ميزان قآبل ملاحظه اي از سرو صدا ميكاهد . در جنگل كاري بايد توجه داشت كه پهن برگان چون در پاييز خزان مي كنند براي اين منظور زياد مناسب نيستند ولي از طرفي ديگر چون سوزني برگان بيشتر در معرض خطر آتش سوزي مي باشند و در نتيجه مناطق مسكوني و تاسيسات صنعتي هم تهديد مي شوند بهتر است كه جنگل هاي سوزني برگ و پهن برگ به صورت مخلوط با هم کاشته شوند. ايجاد فضاي سبز دو اشكوبه مانع از نفوذ صدا از قسمت زيرين ( محوطه ساقه درخت) مي شود.
ادامه مطلب
3ـ نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا:

آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و كارخانجات وساير منآبع آلوده كننده و چه در مناطق بيآباني در اثر حركت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودكش كارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلكه بادهايي كه از اطراف مي وزند سبب مي گردند كه گرد و غبار و گازهاي كارخانههاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسكوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه در بالا ذكر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. همچنین درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي كنند و ميتوانند در هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند[1]. اين موضوع براي مناطق بيآباني و شهرهايي كه مورد تهاجم شن هاي روان قرار ميگيرند. بسيار حائز اهميت است چون با ايجاد كمربند سبز ميتوان از ورود گرد و غبار بداخل شهر جلوگيري كرد. همگام با شانه كردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باكتريها و ميكروبهاي معلق در هوا را در لاي شاخ و برگ خود رسوب مي دهد. مقدار باكتريهاي موجود در هواي جنگل به مراتب كمتر از مناطق غير جنگلي است.
طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان كاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشك و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي كنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتريها و قارچ هاي تك سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توكين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. به طور مثال اگر پشه و يا مگس را زير سرپوشي قرار دهيم كه در آن برگهاي خرد شده اكاليپتوس و با زبان گنجشك وجود داشته باشد حشره فوق پس از مدتي مي ميرد. براي مبارزه با بيماري سل افراد مبتلا را در روسيه براي استراحت به مناطقي كه جنگل هاي كاج وجود دارد مي فرستند. با توجه به آنچه ذكر شد متوجه ميشويم كه اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلكه در ضد عفوني هوا هم نقش موثري دارد و اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستانها، مدارس و اماكن عمومي را بخوبي گويا مي سازد.
مراتع نيز در مناطق بيآباني همچون پوششي روي خاكها و ماسهها را گرفته و اجازه حركت به آنها نمي دهند و در مناطقي كه حركت خاك وجود داشته باشد مقادير زيادي از آن را در پاي بوتهها رسوب مي دهد.
4ـ تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك:
عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش از حد خاك مي گردند، سبب مي شوند كه تجديد حيات نباتات متوقف و يا به كندي صورت گيرد و با كم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم كشاورزي و صنعتي و مسكوني در معرض تهديد قرار ميگيرند.
جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و با ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين ميرود. نزولات آسماني در مناطق فاقد گياه در روي زمين به صورت هرز آبهاي سيل آسا جاري مي شوند و چون مقاومتي در برآبر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاك را حمل مي كنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچهها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانهها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار ميآوردند. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در مورد نقش پوشش سطح خاك در كاهش ضربه قطرات باران آزمايشي توسط يكي ازمتخصصين مربوطه (Hadson) در دو قطعه زمين انجام گرفته است. در اين آزمايش آبتدا علفهايموجود زمين با دست كنده شده و سپس زمين به دو قطعه مساوي تقسيم شده است. روي يكي ازقطعات دو لايه تور سيمي ريز بافت قرار داده شد قطرات باران در اثر برخورد با آن شكسته شده وبه صورت قطرات بسيار ريزي درآمد (شكسته شدن قطرات عيناً توسط شاخه و برگ پوششگياهي هم صورت ميگيرد) خاك از دست رفته از اين دو قطعه (قطعه پوشيده شده با تور سيمي وقطعه لخت) در طول 10 سال اندازهگيري شد. نتايج بدست آمده از 10 سال آزمايش نشان دادكه خاك از بين رفته از قطعه لخت بيش از 100 برآبر خاك فرسایش یافته از قطعه پوششدار ميباشد[2] .

گذشته از اين فرسايش خاك در منطقه جنگلي با فرسايش خاك در مناطق ديگر تفاوت دارد اگرچه هر دو بلايي است كه بر خاك وارد ميشود ولي خاكهاي مناطق جنگلي بسيار حاصلخيزتر ازمناطق ديگر است با فرسايش خاك مواد حاصلخيزي كه طي ساليان متمادي در خاك ذخيرهشدهاند از دست ميرود. در تحقيقات انجام شده در يكي از ايالتهاي آمريكا (New Hampshire) ثآبت شده است كه پس از بريدن درختان يك جنگل، جريان آب حاصلاز بارندگي در عرض دو سال در هر هكتار 95 كيلوگرم ازت نيتراتي و 89 كيلوگرم كلسيم را از بينبرده است در حاليكه در يك جنگل دست نخورده ميزان ازت نه تنها از بين نرفته بلكه در هر هكتار2 كيلوگرم نيز به ميزان آن افزوده شده است. اين مقدار ازت از باران دريافت شده است. همچنينكلسيم از بين رفته بسيار كم بوده و مقدار آن 7 كيلوگرم در هكتار بوده است.
امروزه بحث منآبع طبيعي و محيط زيست از جمله مسائلي است كه در بسياري از محافل علمي جهان و حتي مجلات و روزنامه ها به وفور ديده و شنيده مي شود و در اكثر موارد هشدارها جدي و در مورد تخريب منآبع طبيعي و محيط زيست و به خطر افتادن قآبليت سكونت كره زمين است . پژوهشهايي كه در چند ساله اخير صورت گرفته و تغييرات عظيمي كه در شرايط طبيعي كره زمين به وقوع پيوسته بيانگر آن است كه كره زمين در حال گرم شدن و جنگل هاي آن در حال نآبودي است. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماورآئ بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روز بروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بي روبه از زمين و آب در حال كاهش است. بسياري از شهرهاي بزرگ جهان از جمله تهران هوايي فوق العاده آلوده دارند، هوايي پر از اكسيد كربن و تركيبات سرب و گوگرد كه همگي براي سلامتي انسان مضرند. فراواني و تشديد سيلابها بويژه در سالهاي اخير حكايت از بروز اوضاع نابساماني دارد كه بر سر منابع طبيعي تجديد شونده آمده است. اين در حالي است كه هر سال تقريباً 17 ميليون هكتار از جنگل هاي جهان يعني منطقه اي برآبر مساحت اطريش از بين مي روند. در حاليكه اين جنگل ها سهم قآبل توجهي در توليد اكسيژن، پالايش هوا، جلوگيري از فرسايش خاك و بروز سيلاب دارند.
اهمیت جنگلها و مراتع:
![]()
1ـ كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني:
عرصه جنگلها و مراتع در اثر فعاليت جانوران و ريشه دواندن گياهان و درختان به داخل آن داراي منافذ متعددي است و قادر است مقدار زيادي آب را در خود نفود داده و ذخيره كند. ميزان آب نفوذی بر حسب نوع جنگل 500 تا 2000 متر مكعب در سال و در هر هكتار برآورد مي شود كه اين مقدار به مراتب بيشتر از زمينهاي غير جنگلي است[1][1]. به طور مثال براي نفوذ يك ليتر آب در اراضي جنگلي پهن برگ 7 دقيقه و 40 ثانيه، در زمين كشاورزي 46 دقيقه و 46 ثانيه و در محيط خارج از جنگل 4 ساعت و 26 دقيقه و 40 ثانيه وقت لازم است. در عرض يك ساعت در زمين جنگل پهن برگ 4/8 ليتر، در زمين كشاورزي 29/1 ليتر و در محيط خارج از جنگل 22/0 ليتر آب وارد خاك مي شود يعني خاصيت نفوذپذيري خاك جنگل هاي پهن برگ 40 برآبر بيشتر از خاك زمين غير جنگلي مي باشد. برای روشن شدن مطلب چنانچه حوضه آبخیز سدی پوشیده از جنگل باشد ضمن اینکه مانع از فرسایش و حمل مواد معدنی به داخل سد می شود از غیر اقتصادی شدن آن جلوگیری می کند (مشکلی که برای بسیاری از سدهای ایران بویژه برای سد منجیل وجود دارد) چنانچه مساحت این ناحیه 100 کیلو متر مربع باشد و فرض کنیم از 1000 میلی متر بارندگی سالانه 200 میلی متر آن در خاک نفوذ کند در حوضه آبخیز این سد نزدیک به 200 میلیون متر مکعب آب ذخیره می شود[2]. از طرفي درصد تبخير در سطح زمينهاي جنگلي بعلت خنكي هوا و بالا بودن رطوبت و كمتر تآبيدن نور آفتآب و نبودن باد شديد بسيار كمتر از منطقه غير جنگلي مي باشد. البته چون درختان مقداري از آب ذخيره شده را مصرف مي كنند توصيه مي شود در نواحي گرمسيري از كاشتن درختاني كه آب زيادي احتياج دارند و باران بيشتري را در خود نگه مي دارند خودداري شود و به جاي آن براي تثبيت خاك و بهبود وضع آب و هوا درختچه بكارند كه با دارا بودن خواص يك جنگل، آب كمتري مصرف مي كنند. ارزش جنگل در ذخيره كردن آب مخصوصاً براي كشورهاي صنعتي و كشورهائي كه جمعيت آن بسرعت رو به افزايش است بسيار مهم مي باشد و قآبل مقايسه با وظايف ديگر جنگل نيست. در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي را از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار و درآمد آنرا از محل گردشگاهها و پارك هاي جنگلي 40 ميليون دلار تخمين مي زنند در صورتيكه از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون دلار بدست آمده است ( ناگفته نماندكه اين ارقام مربوط به سه دهه گذشته مي باشد ولي از نظر مقايسه وظايف جنگل كاملاً گويا است) به طور كلي جنگلها و مراتع موجب ميگردند كه نزولات آسماني فرصت و امكان نفوذ در خاك را پيدا نموده و از جاري شدن آب در سطح زمين كاسته شود و بدين وسيله در كنترل آبهاي سطحي نقش موثري دارند.
![]()
2ـ اثر جنگل در تعديل آب و هواي يك منطقه:
وجود رسنتي ها، بخصوص جنگل در تعديل حرارت محيط موثر است و حرارت فعلي و روزانه سطح زمين را متعادل مي كند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تآبستان قسمتي از انرژي حرارتي خورشيد را جذب نموده و باعث تقليل حرارت زمين ميگردند و در زمستان به منزله روپوشي براي آن به شمار رفته و مانع از دست دادن حرارت آن مي گردند. بنا به اصل فوق پوشش يك جنگل با مقايسه نقاطي كه عاري از درخت مي باشد باعث پايين آوردن ماكزيمم حرارت و بالا بردن مينيمم آن مي گردد و چون در دو جهت مخالف صورت مي گيرد، در معدل كلي حرارت تغييري حاصل نمي شود، بلكه آب و هواي محيط را متعادل مي سازد[3] از اين گذشته تبخير ناچيز و بالا بودن رطوبت نسبي هوا در جنگل نيز به اين امر كمك مي كنند.